محل تبلیغات شما



بدون شک کشورهای جبهه مقاومت مشکلات اقتصادی و مدیریتی فراوانی دارند؟

این مشکلات بیش از اینکه جبهه مقاومت تشکیل شود هم وجود داشت اما اکنون با وجود رکود  جنگ و تحریم در خاورمیانه تشدید هم شده اند.

اگرچه دخالت و تحریک جبهه غربی عربی باعث بروز اعتراضات خیابانی و حتی کشته شدن عده زیادی شد و خواهد شد.

چشم اندازییروزی برای جبهه غربی عربی خیلی ضعیف است اما این واکنش ها کشورهای جبهه مقاومت به شدت از لحاظ همبستگی ملی و اقتصادی ضعیف خواهد کرد.

این موضوع در واقع باعث زیان اعتراض کنندگان هم خواهد بود.

ساختار اقتصادی لبنان و عراق حتی ایران یک ساختار مصرفی و نه تولیدی یا خدماتی است.

مردم هیچ کدام از این سه کشور نان بازو و فکر خویش را نمی خورند.

مدیران این سه کشور همگی رانت خوار در آمد نفت یا کمک دیگران و حتی کمک های خارجی هستند.

اصولا مردم این منطقه یاد نگرفته اند که بابت تلاش خود منتظر پاداش و نتیجه باشند 

همیشه منتظرند وجه مخارج آنان برسد ولو به هر قیمتی ؟

مردمی که در محیط نفتی یا رانتی بزرگ می شوند همیشه خواهان سهم بیشتری هستند؟

رفاه می خواهند خانه خوب ماشین خوب حتی شغل خوب می خواهند حتی اگر این متاع سهم همسایه باشد.

کمتر کسی در این محیط ها فکر می کند باید برود از صفر شروع کند متاسفانه رسانه های اجتماعی هم با نشان دادن امکانات و نعمت های فراوان ثروتمندان و یا مسئولان به این تفکر دامن می زنند.

معمولا سوال این افراد اینست مگر چه چیز ما از اینان که دارند کمتر است؟

اگرچه در این شورش با موبایل ها شروع و ادامه پیدا کرد بلاشک نقش جبهه آمریکایی و سعودی در آن مشخص و بسیار پر رنگ است.

جوانان لبنانی و عراقی خواستار زندگی بهتر و درآمد هستند اما فساد و عدم تحرک فکری مسئولین و وضع اقتصادی اجازه این بهتر شدن و بودن را نمی دهد.

متاسفانه دولت عراق و لبنان همانند همتای ایرانی خود بسیار محافظه کار و بی خاصیت و بی تحرک هستند از باز کردن گره های اقتصادی اجتماعی عاجزند.

بیشتر سر روابط و وابستگی گروهی و جناحی و حتی ناچاری انتخاب یا منصوب شده اند.

هیچ گونه نوآوری و تحرک در آنان دیده نمی شود.

تقربیا هیچ انتخابی در این سه کشور براثر لیاقت و شایستگی انجام نمی شود.

نه تخصص نه پشتکار نه ابتکار نه تحصیلات باعث انتخاب یا انتصاب نمی شود.

نوعی مصلحت اندیشی افراطی ناشی از نرسیدن قدرت به غیر خودی و هراس از تحول  افراطی وجود دارد

مجموعه این عوامل یک دولتی بی خاصیت بی تحرک فشل و حتی فلج را روی دست هر سه کشور باقی می گذارد. 

اصلا در بطن یک جبهه مقاومت برنامه توسعه منطقه ای مقاومتی اقتصادی وجود ندارد؟

شاید بیش از دیگران باید ایران را در این زمینه سرزنش کرد.

چون ایران خود فاقد برنامه اقتصادی و اجتماعی است از رهبری اقتصادی و توسعه ای هم بازمانده است.

یکی از اصول گروه های یک جبهه توسعه است در همه زمینه ها من چند بار در این زمینه هشدار داده ام یکبار در موضوع کندن کانال سراسری از مکران تا خراسان شمالی و دریای خزر گفته بودم یکی از اامات هم پیمانی ایران و همسایگانش بخصوص روسیه توسعه روابط اقتصادی است .

برنامه گسترش منافع دو طرف نیاز آتی تمام جبهه مقاومت است.

طرح می خواهد برنامه می خواهد کارشناس می خواهد.

حالا از دولت فلج اقتصادی چنین انتظاری داشتن مثل منتظر زایش کوه از موش است.

این موضوع بماند تا در یک مقاله مفصل اامات آن را بررسی کنیم.

اینک طوفان اعتراضات از راه رسیده بدون شک این طوفان به تهران هم خواهد رسید.

لذا لازم است قبل از ورود این سیستم حاکمیت داخلی ایران یک پارچه و منسجم سازماندهی شوند

بلاشک شروع اعتراضات در ایران با استقبال زیرکانه مواجه خواهد شد ؟

همانطور که در لبنان شاهد همکاری حریری با تظاهر کنندگان هستیم.

این موضوع کار را به تهران سخت تر خواهد کرد.

لذا پیشنهاد می شود قبل از شروع طوفان برکنار شود.

جانشین ایشان بهتر است یک شخصیت نظامی ی و محکم باشد شاید محسن رضایی برای این تغییر و تحول و انجام انتخابات ریاست جمهوری بهتر باشد؟

باید حاکمیت قبل از شروع اعتراضات اصلاحات را با تمام قوت شروع کند.

تمام رانت ها متوقف شود شروع کسب و کار بدون هیچ مانعی آزاد اعلام گردد

مجوز رسمی هم صادر شود.

مالیات های تولیدی و کشاورزی به شدت کم و قابل اغماض تبدیل شود.

تمام سو استفاده کنندگان از بیت المال دستگیر و تحویل قوه قضائیه شوند حتی به سرعت مجازات شوند.

بیش از شصت هزار نفر بعد از انقلاب در ایران رئیس و مدیر عالی بوده اند.

باید پرونده تمام این مدیران مورد باز بینی قرار گیرد اگر کوچکترین افزایش غیر عادی ثروت در آنان مشاهده شود باید احضار و بازخواست شوند.

هر چه وسیعتر یارانه کالایی و غذایی برای مردم عادی برقرار شود.

در واقع باید کالای اساسی با یک نرخ ثابت و کم طبق جمعیت کشور توزیع گردد.

این ها حداقل اقدامات است

در صورت عدم تحرک و کارآیی منتظر مشکلات بیشتر و حتی احتمال جنگ داخلی مانند سوریه باید باشیم هم در لبنان هم در عراق ؟

اگرچه ایران فعلا از این مرحله دور است اما وقوع نا امنی و تشدید مشکلات ناشی از تظاهرات از ذهن دور نیست.


با توجه به محتوی راهبرد 342 و 341 عملکرد رئیس جمهور غیر عادی و مشخصا "مجرمانه" است 

جرم های که در برابر دوربین تلویزیون و رسانه ها عنوان شده و غیر قابل کتمان است.

جرم های که توسط ایشان انجام شده به شکل ذیل می باشد.

1- دروغ گویی و توسل به خدعه و مکر برای تصدی سمت رئیس جمهوری ایران.

ایشان با توسل به شیوه پوپولیسم برای بدست آوردن این سمت مرتکب دروغ گویی و  قسم دروغ شده است همینطور بدون اینکه صلاحیت داشته باشد خود را مصلح نامیده در واقع اقدام به اغفال افکار عمومی برای تصدی سمت بزرگ رئیس جمهوری و دریافت مزایای ان زده است.

2- سوگند حمایت و اجرای قانون اساسی را زیر پا گذاشته است .

3- خیانت در امانت کرده با وجودی که اعلام کرده بود در کشور آبادی و شکوفایی و رونق اقتصادی ایجاد خواهد کرد ویرانی و رکود اقتصادی ایجاد کرده است

4-ااقدام به وسوسه ضد انقلاب و تهیج افکار عمومی کرده است  در مسئله "رفراندوم" برای اجرای در خواست های غیر قانونی ( تا زمانی که مجلس رفراندوم تصویب نکرده غیر قانونی است) کرده این عمل می تواند موجب شورش و تخریب اموال عمومی و حتی کشته شدن عده زیادی  شود .

البته موارد دیگری هم هست اما

همین چهار عنوان برای محاکمه کافی است و هیچ خدشه ای به آن وارد نیست.

چون از لحاظ قانون اساسی می توان طبق شرح زیر رئیس جمهور محاکمه و از کار بر کنار کرد.

اتهام رئیس جمهور به نحو غیر قابل خدشه‌ای باید توجیه قانونی داشته باشد.

مستندات قانونی مربوط به مرجع قضایی صالح در رسیدگی به اتهام رئیس جمهور:

1 ـ بند 10 اصل 110 قانون اساسی (از وظایف و اختیارات رهبر):

عزل رئیس جمهور با در نظر گرفتن مصالح کشور پس از حکم دیوان عالی کشور به تخلف وی از وظایف قانونی یا رای مجلس شورای اسلامی به عدم کفایت وی بر اساس اصل هشتاد و نهم»

2. اصل 140 قانون اساسی: رسیدگی به اتهام رئیس جمهور و معاونان او و وزیران در مورد جرایم عادی با اطلاع مجلس شورای‌ اسلامی در دادگاه‌های عمومی دادگستری انجام می‌شود».

3 ـ ماده 19 قانون تعیین حدود وظایف و اختیارات و مسئولیت‌های ریاست جمهوری اسلامی ایران مصوب 22 /5/ 65: رسیدگی به اتهامات مربوط به تخلفات در رابطه با وظایف و اختیارات رئیس جمهور در صلاحیت دیوانعالی کشور است و در جرایم عادی از طریق دادگاه‌های عمومی و دادگستری تهران و با اطلاع مجلس صورت می‌گیرد. تبصره ـ در هر کدام از اتهامات نامبرده رسیدگی مستقیماً به وسیله دادگاه انجام گرفته و دادسرا حق دخالت ندارد‌».

مطابق اصول و ماده فوق تخلفات رئیس جمهور در صورتی‌که مربوط به وظایف و اختیارات او بوده و در عین حال وصف مجرمانه نداشته باشد صرفاً از حیث اعمال بند 10 اصل 110 قانون اساسی در دیوانعالی کشور رسیدگی می شود. اما تخلفات متضمن وصف مجرمانه رئیس جمهور دو دسته است. دسته اول اتهامات مرتبط با وظایف و اختیارات او که به صراحت ماده 19 قانون یاد شده، ناظر به بند 10 اصل 110 قانون اساسی، منحصراً در صلاحیت دیوانعالی کشور است و دسته دوم اتهامات غیر مرتبط با وظایف و اختیارات ایشان که برابر قسمت اخیر ماده 19 قانون مذکور، رسیدگی به آن در صلاحیت دادگاه‌های عمومی تهران است.

اگر این محاکمه انجام شود بلاشک یک سدی درست خواهد شد برای پوپولیسم های بعدی که به دروغ متوسل نشوند برای بدست آوردن رای مردم.

این ظرفیت بزرگ را قانون اساسی ایران در اختیار ملت گذاشته است تا هر گاه رهبر یا مجلس نخواهند یا بنا به معذوراتی نتوانند دست به برکناری یا استیضاح رئیس جمهور بزنند .

جمهوری اسلامی ایران بتواند با توسل به قوه قضاییه شر مسئولین بر طرف کند 


هر چه به روزهای آخر دوره ریاست جمهوری نزدیک تر می شویم او را طلب کار تر و مدعی تر می یابیم؟

رمز این طلب کار بودن و مدعی بودن کجاست و چیست ؟

بعد از کسب صندلی ریاست جمهوری تلاش کرد تا با همکاری اصلاح طلبان ( درجه دو ) مخالفان خود را سخت محکوم و از دایره قدرت اجرایی خارج کند.

لذا دست به هر مستمسکی برای ارتقاء قدرت خود متوسل شد.

حتی گزینه سازش و همکاری گسترده با غرب ولو در پنهانی همکاری را دنبال کردن .

حتی موافقت نامه های را به اجرا گذاشت که از دید مجلس و اصولگرایان مخفی بود.

همانند سند 2030 و همکاری گسترده با صندوق بین المللی پول و بانک جهانی.

و اقتصاد کشور در معرض تاخت و تاز اصلاحات مورد نظر این دو پیش برد بدون اعلام علنی یا گزارشی به مجلس در واقع ایران بدون اینکه وام سنگینی از این دو گرفته باشد 

دواطلبانه منویات ساختار ی اقتصاد ایران به سمت مطالبات صندوق بین المللی پول هدایت کرد.

از جمله ایجاد فروشگاه های زنجیره ای و آزاد سازی قیمت ها و چراغ سبز دادن به سرمایه های خارجی داشت محیط برای کار با ساختار بین المللی هماهنگ می کرد؟

اما خروج ترامپ از برجام تمام برنامه های او را برهم زد هم موجب قدرت گیری رقبای داخلی و تحقیر دولت او شد .

هیچ گاه قصد انجام اصلاحات اقتصادی و ی نداشت و ندارد.

هیچ گاه قصد ساخت مسکن برای عامه را نداشت و ندارد.

هیچ گاه تصمیم به کمک به اقشار آسیب پذیر را نداشت و ندارد.

در حالت فعلی هم دولت عمدا دارد اقتصاد کشور را می خواباند تا به نتایج مورد نظر خودش نزدیک شود

عمدی در کار است تا صادرات سنگ آهن و مواد معدنی را که با تلاش به چند برابر افزایش کرده بود به بهانه خام فروشی متوقف کند و با بستن عوارض 25 درصدی جلو این صادرات گرفته شود .

در حالیکه تحریم بخش های زیادی را دچار رکود سنگین کرده است این حرکت به شدت مشکوک است 

در حالیکه مجلس هم با آن مخالفت کرد اما دولت بدون دادن لایحه با تصویب وزیران آن را اجرایی کرد.

در واقع اتخاذ ت انقباضی برای زمین گیر کردن بیشتر اقتصاد در حال انجام است؟

برای نیل به مقصد درمانده کردن مردم و حتی تحریک به شورش برای دستیابی به مقاصد ی مورد نظر .

حتی در شورش سال 1396 دیده شده بود که سعی بر استفاده از خیزش مردمی را داشت 

اگرچه این شورش به تحریک بخشی دیگر از عوامل داخلی انجام شد.

گماردن افراد ضعیف در مسند وزارت اقتصاد و صنعت هم ادامه همین داستان است.

مطرح کردن کمبود اختیارات ریاست جمهوری بوسیله بخشی از این برنامه بود.

اکنون مطرح کردن حاضرم قربانی شوم نیز بخش دیگری از این پازل است.

و شاه بیت این پازل همان مطرح کردن "رفراندوم " است

تمام این برنامه ها برای رسیدن به یک مقصد طراحی شده است؟

روز به روز شاهد پایان دوره ریاست جمهوری خود است و این برای او به منزله ترک صندلی قدرت است.

این خاست نیست دولت درمانده او با عدم کارآیی و شکست اقتصادی باعث از بین بردن تمام آبروی 30 ساله او شده است .

این برکناری یا پایان دوره ریاست جمهوری از او یک مهره سوخته خواهد ساخت که بدرد هیچ کاری نخواهد خورد.

لذا در صد است تا با مطرح کردن مسائلی همچون "کمبود اختیارات " " قربانی شدن" " رفراندوم"

برای آینده ی خود یک تضمینی بدست آورد؟

او در صدد است با سوار شدن بر موج نیتی ها به مقصود خود دست یابد.

او در صدد است با "موج سواری " بر مطالبات مردم از یک "متهم" به بی لیاقتی"عدم مدیریت"

"بی کفایتی" "عدم کارآیی" "عدم درایت لازم"و.

به یک "شاکی" و "مدعی" "وکیل مردم" تغییر وضعیت دهد.

او مدعی می شود "نگذاشتند" "اختیارات کافی" نبود

و در نهایت از زیر بار تمام شماتت ها و سرزنش ها خود را خلاص کند هیچ مدعی "تاج و تخت " هم "باشد و هم بشود" 

این مقصود مقامی بالاتر یا معادل رئیس جمهوری در آینده ی خود است؟

یا حتی جایگزین آیت الله هاشمی رفسنجانی شدن ؟

این تمام مقصود است از این همه ساز ناکوک در ساختار قدرت جمهوری اسلامی ایران .

این هدف می تواند برای جمهوری اسلامی ایران بسیار گران تمام شود؟

می تواند خونهای بسیاری را روی سنگفرش خیابانها بریزد؟

می تواند حتی عامل شورش و کشتار گردد.

این قدرت طلبی ریاست طلبی می تواند بسیار بسیار سنگین تمام شود.

اخیرا گروه های مطالعاتی غربی آمریکایی ( اندیشکده های ی نظامی صهیونیستی ) روی این برنامه بسیار دقیق شده اند زوم کرده اند؟


آقای برای بار دوم در یک ماه گذشته عنوان کردند حاضرند برای مصالح کشور قربانی شوند برای منافع ایران با هر کسی ملاقات کنند.

باز در دانشگاه تهران در تکمیل سخنان خود گفتند تا کی می خواهیم با دنیا مقابله کنیم 41 سال است به نتیجه نرسیدیم "تقابل" کنیم یا "تعامل"

بعد هم با کمال ناباوری اعلام فرمودند برای مسائل مهم "رفراندوم" بر گذار کنیم.

ترجمان این تک مضراب زدن های آقای اینست.

من حاضرم با ترامپ و آمریکا دیدار کنم من راه تعامل را برگزیده ام من می خواهم با هر شرایطی با دشمن دیدار و پرچم تسلیم را بالا ببرم.

تمام این راز و رمز پوشیده صحبت کردن ایشان همین سه جمله بالا است و بس 

بقیه حاشیه رفتن و کج دار مریض صحبت کردن است چرا؟

چون در واقع ایشان دارند مخالفت علنی خود را با رهبری آقای ای بیان می کنند اما در واقع شجاعت مخالفت صریح و علنی ندارند.

حال بگذریم عده ای دارند سخنان ایشان جور دیگری معنی می کنند.

اما خلاصه مخالفت با شورای نگهبان و تقاضای رفراندم ایشان همین است.

چرا به اینجا رسید؟

آقای یک شکست خورده در کار است او نتوانست در کار مدیریت کشور یک کارنامه قابل قبول ارائه دهد در هیچ زمینه ای پیروزی نسبی هم نداشته است.

برای فرافکنی برای گم کردن رشته افکار عمومی دارد این مطالب مطرح می کند تا از عواقب سنگین شکست کاری خود فرار کند.

دارد شکست کاری شکست دوران سیاه ریاست جمهوری خود را به گردن رهبری می اندازد.

یک خود خواه مغرور و لجباز تمام بود که نصایح هیچ کس را در هفت سال گذشته قبول نکرد .

هیچ گاه در مقابل نظرات کارشناسی سر تعظیم فرود نیاورد.

بسیار با نخوت و غرور حکم فرمایی کرد.

اما حالا شکست با تمام سنگینی دارد مزه مزه می کند 

حالا فهمیده پرونده کار ریاست جمهوری او از پرونده کار بسیار سنگین تر است.

حالا فهمیده دارد پایان کار فرا می رسد لذا با تمام قوا سعی می کند فرا فکنی کند .

و مشکلات را به گردن دیگری بیندازد.

لذا کم کم دارد اون حالت سرپیچی و عناد و گستاخی را نمایان می کند.

شک نکنید او هیچ چیزی در چنته ندارد او همان است که هفت سال اورا آزمایش کردیم و دیدیم .

آقای اول اینکه تو آبروی نداری تا آن را قربانی کنی همه آبروی تو به لباس ت و کار آیی تو برای مردم بود که دیدیم پشت آن عمامه بزرگ جز خدمت و کرنش برای غربی ها چیز دیگری نهفته نیست؟

آبروی رفته را برای چه کسی می خواهی قربانی کنی؟

بیخود روغن ریخته را نذر امام زاده نکن اینجا پایان بازی است.

ملاقات تو با ترامپ هم هیچ نتیجه ای ندارد جز خفت و خواری پیش دوستان و شادی دشمنان مزید بر اینکه دولت جمهوری اسلامی ایران تسلیم شد.

امثال ترامپ با اصل وجود جمهوری اسلامی ایران مخالف است هیچ امتیازی او را راضی نمی کند مگر مرگ جمهوری اسلامی ایران.

تو هم بهتر است استعفا بدهی بقیه یک سال خورده ای مانده از ریاست جمهوریت را فاکتور بگیری؟

بهتر است سکوت کنی.


روزگاری دلار نقش بسیار سازنده و مثبتی بر اقتصاد جهانی داشت هم نقش یک پول "مقتدر" هم به عنوان پشتوانه عالی برای اقتصاد اروپا و آسیا داشت و "موتور " توسعه اقتصادی محسوب می شد.

در سالهای پس از جنگ جهانی دوم کمک های آمریکایی تحت نام مارشال و ترومن توانست قسمت اعظم اروپای غربی را احیا و سریعتر از بخش شرقی به تولید و توسعه نزدیک کند.

14 میلیارد دلار وام اروپایی توانست تعداد زیادی از دولت های جبهه غربی را تحت نام بازسازی اقتصادی به کشور های تحت سلطه آمریکا تحت نام پیمان آتلانتیک شمالی و ناتو تبدیل کند

در واقع این وامها طمعه ای برای شکار های بزرگ تر بود.

اما در نفس خود قدرت خرید و بازسازی را به هم پیمانان آمریکایی تزریق کرد.

سالهای زیادی نقش دلار در اقتصاد جهانی مثبت بود و باعث پیشرفت در آسیا (خاور دور) ژاپن و کره جنوبی شد.

اما در سالهای اخیر پس از افول آمریکا این نقش به تدریج حالت منفی به خود گرفت تا آنجا که بیماریهای دلار اقتصاد جهانی را بیمار می کرد.

گاهی بیماریهای بسیار سخت تر از خود آمریکا در هم پیمانان اقتصادی بروز می کرد.

در واقع اقتصاد در حال ورشکستگی آمریکا انواع بیماریهای سخت اقتصادی نظیر بحران مالی 2008 را به جهان تحمیل کرد.

اولین نشانه های این بیماری در بانک آمریکایی ( لهمان برادرز ) بروز کرد و بسیار سریع به بانک های دیگر آمریکایی گلدمن ساش و جی بی مورگان و مریل لینچ سرایت کرد .

آثار این بحران در اروپا و خاورمیانه بسیار سریعتر از حد تصور کشتار کرد.

درست است کشورهای غربی دچار ورشکستگی های عظیم اقتصادی شدند 

اما آثار این بحران در خاورمیانه افریقا آسیا بسیار سهمناک بود حتی موجب کشته شدن بسیاری گردید.

در واقع اقتصاد بسیاری از خانواده ها در هند در آسیا در افریقا قربانی اقتصاد ورشکسته آمریکا شد.

در غرب بحران مالی انسانها را فقیر تر و بدهکار تر کرد.

اما در کشورهای فقیر انسانها را ورشکست بنگاه های اقتصادی نابود و بحران های ی را دامن زد و حکومت ها را سرنگون کرد عامل جنگهای بسیاری شد.

تعدا زیادی از مزد بگیران داعش یا جنگ یمن قربانیان بحران مالی بوده و هستند؟

انسانهای که فاقد شغل بودند یا شدند حالا دارند پول "خون "خود را میگیرند.

بسیاری این مصیبت ها صادرات مشکلات آمریکا به تمام دنیا است از طریق ت های مالی یا منطقه ای یا جهانی دولت آمریکا؟

کشور آمریکا 22000 هزار میلیارد دلار بدهی دارد که به جای این پول اوراق قرضه مالی به دنیا فروخته است

برای بهره این مقدار پول در سال دارد حدود 2% دو درصد سود پرداخت می کند سالی 600 میلیارد دلار اگر بهره پول به چهار درصد افزایش پیدا کند این بهره دو برابر خواهد شد سالی 1200 میلیارد

حالا اگر این بهره افزایش یابد اقتصاد آمریکا دچار بحران خواهد شد؟

این رمز بهره پایین و حتی بهره منفی فدرال رزرو آمریکا است 

اما شرایط پرداخت وام چه برای اشخاص وچه برای شرکت ها بعد از سال 2008 بسیار سخت شده و این بهره پایین موجب رشد و بهبود اقتصادی مورد نظر نخواهد شد حتی وام به دولتها هم بسیار سخت تر از گذشته همراه با شرایط استعماری ( شوک درمانی ) و اصلاحات آزاد سازی قیمت ها و صرفه جویی عظیم در بودجه دولت ها پرداخت می شود که خود یک پایه سرکوب ( ی اقتصادی)

است که اغلب باعث افت گردش اقتصادی و ورشکستگی و حتی شورش فقرا شده است.

در واقع دلار "سرطان" گرفته در حال افول دارد اقتصاد جهانی را به شدت تحت فشار قرار می دهد برای نجات خودش؟

از آن سمت باید مقدار دلار در گردش کاهش یابد تا هژمونی آمریکا بر بازار پولی و مقدار بهره حفظ گردد (اگرچه مقدار ارواق قرضه مرتب افزایش می یابد)

اکنون باید دنیا اوراق قرضه آمریکا را بگیرد و دلار تحویل آمریکا دهد تا اقتصاد آمریکا فقط سر پا بماند 

چون آمریکا هم اکنون سالی 1000 میلیارد و حتی بیشتر کسر بودجه دارد.

برای تامین کسر بودجه خود باید هر سال مقداری ارواق قرضه ملی چاپ کند و به کشورهای دیگر بفروشد اما تامین اینقدر کسری بودجه و پرداخت سود پولهای قرض گرفته برای این کشور بسیار سخت شده است؟

چون اکنون دیگر مثل سابق ارواق قرضه آمریکا خریداری ندارد. آن هم برای 2 درصد ؟

اکنون از دلار یک پوسته سخت باقی مانده است اما در درون خالی و پوک.

دلار قدرتمند با ارزش بالا عامل س اقتصاد در اروپا و دنیا است؟

دلار اکنون ارزش بالایی نسبت به ارزهای رایج دنیا دارد.

اگرچه ترامپ خواستار دلاری با ارزش کمتر است اما مدیریت فدرال رزرو ( بانک مرکزی آمریکا ) مخالف ان است .

در واقع مدیریت این مقدار بدهی کار بسیار سختی است که حماقت بردار حرکات ترامپ نیست.

اما بحران بر سر دلار دارد می چرخد و این دلار بی پشتوانه تازه ابزار سرکوبی مالی دخالت ی و تحریم هم هست .

کمی هوشیاری استفاده کنندگان از دلار می تواند آمریکا را به یک قدرت درجه دو اقتصادی معلول بر صندلی چرخدار بنشاند؟

تازه اختلافات اقتصادی آمریکا با رقبایش و چین هم می تواند این بحران را زودتر از موقع به جریان بیندازد.

متاسفانه دولت اعتماد به نفس کافی در اقتصاد نداشت و گرنه می توانست این بهمن بزرگ بر سر آمریکا فرو بریزد ولو با یک مشت برف کوچک.

به قول گریستا لینا جورجیوا ( مدیر عامل صندوق بین المللی پول) اقتصاد دنیا دارد سالی 700 میلیارد دلار پول از دست می دهد به خاطر اختلافات اقتصادی آمریکا - چین

و پیش بینی می کند سال 2020 بدهی به صندوق به 19000 میلیارد دلار افزایش یابد

در حالیکه می توانست این بدهی روند ریزش داشته باشد؟

گزارش ساکسو بانک نشان می دهد که دلار اصلی ترین جنایتکار سیستم مالی و اقتصاد جهانی است

این گزارش تحت عنوان " دلار قاتل " منتشر شده 

به قول یاکوبسن کارشناس ارشد این بانک هژمونی دلار بر سیستم جهانی کشورهای در حال توسعه و حتی کشورهای اروپایی را به شدت رنج می دهد.

حتی کشورهای که از دلار هم استفاده نمی کنند مجبورند این کسری نقدینگی دلاری را که بر اثر اقدامات فدرال رزرو اتخاذ شده تحمل کنند 

در واقع باید خسارات آمریکا و جور بهره اضافی را پرداخت و ترمز پیشرفت اقتصادی را دیگران تحمل کنند.

یک دلار به ظاهر قوی تر با نقدینگی کمتر ( تامین مالی سخت تر ) کمبود دلار در سیستم جهانی اقتصاد که بر اثر اقدامات مفامات آمریکایی اتخاذ شده عرصه را به اقتصاد جهانی سخت تنگ تر کرده است .

و این شروع یک بحران مالی و رکود اقتصادی دیگر است که از سال 2019 رقم خواهد خورد 

همان مطلبی که صندوق بین المللی پول به شروع آن اذعان داشت.

اما راه حل این کارشناس ساکسو بانک اینست که ارزش دلار کاهش یابد.

این کاهش ارزش دلار باعث خواهد شد بحران رکود اقتصادی به تاخیر بیفتد

ممکن است به نظر بیایدیک دلار قوی بسیار به نفع آمریکا خواهد بود اما اینگونه نیست 

هفته گذشته اتحادیه تولید کنندگان آمریکا از بزرگترین کاهش تولید در سالهای اخیر خبر داد 

امروز اقتصاد جهانی بسیار در هم تنیده است یک سرماخوردگی در آمریکا موجب بستری شدن در بیمارستان برای بسیاری از اقتصاد ها خواهد بود؟

امروز این طرف اقیانوس اطلس یا آن طرف اقیانوس آرام با فاکس نیوز یا سی آن ان همزمان دچار بیماری عطسه آنفلونزا اقتصادی می شوند.

حتی ممکن است همزمان رو به قبله دراز بکشند.

همانطور که در اقتصاد ایران بهره بانکی ( غیر متعارف نزول )موجب افزایش پایه پولی می شوذ و همه مردم ایران باید ضرر این سود پرداخت کردن بانکها و وام گیرندگان را تحمل کنند و پرداخت کنند.

حتی آنان که از بانک نه وام گرفته اند و نه پولی در بانک گذاشته اند. باید خسارت تحمل و پرداخت کنند در واقع به آنان هم تحمیل می شود.

در اقتصاد جهانی هم قروض آمریکا تمام دنیا را به رکود اقتصادی و بحران برده  و می برد .

اگر بدانید که تمام اختلافات اقتصادی و افزایش تعرفه ای به خاطر دلار مریض و مقروض است.

آنوقت درک خواهید کرد که این غده چقدر سرطانی است.

اگرچه من اعتقاد دارم بحران ترامپ هم زاییده دلار "سرطانی" است.

ترامپ عامل نیست او معلول آن سرطان عظیم است؟


زمانی که حزب عدالت و توسعه ترکیه با یک رویکرد اسلامی توانست رقبا را به کناری بزند و حکومت ترکیه را تصاحب کند کسی فکر نمی کرد این حزب بتواند بیش از 17 سال بر ترکیه حکومت کند.

اما اینک اقتصاد ترکیه دچار مشکلات زیادی شده است

بدهی سنگین خارجی بیش از چهارصد میلیارد دلاری و افول اقتصاد با افزایش کسری بودجه برای سومین سال متوالی و سقوط ارزش لیر نشان از بحران اقتصادی که به ت هم سرایت کرده است دارد.

در واقع بعد از کودتای دوسال پیش اقتصاد ترکیه دچار مشکل های افزاینده ای شد.

سال اول کسری 2 میلیارد دلاری سال 20 کسری 7/3 میلیارد دلاری و سال 2019 حداقل افزایش 2/5 میلیارد دلاری در نه ماه سال جاری به 9/8 میلیارد رسیده است؟

این آمار در کنار بیکاری 14/4 درصدی و رکود اقتصادی نشان از بحران های افزاینده ای دارد.

ترکیه بعد از کودتا به سمت روسیه و ایران گرایش پیدا کرد .

بعد از آنکه مشخص شد آمریکا عربستان و امارات در پشت پرده کودتا بر علیه اردوغان شرکت داشتند .

اردوغان سعی کرد جبهه یار گیری خود را به سمت روسیه و ایران تغییر دهد.

اما اقتصاد ترکیه گروگان کشورهای تامین مالی و اقتصادی آمریکا و عربستان و امارات است؟

بیخود نیست ترامپ ادعا می کند قادر است اقتصاد ترکیه را نابود کند؟

اکنون مشخص شد که این اقتصاد وابسته به وام های خارجی و در حال بحران نقطه فشار غرب بر ترکیه است  .

در واقع مشخص شد چرا ترکیه گرایش پیدا کرده به جبهه مقاومت و روسیه دارد در زمین آمریکا  دارد بازی می کند؟

اردوغان در حال از دست دادن محبوبیت خود در داخل ترکیه است 

این شکست انتخاباتی اردوغان در اردیبهشت سال 1398 شهرداری های بیشتری از دست حزب او خارج کرد.

اکنون او تبدیل به یک بازیچه غرب شده است در حمله به کردستان سوریه؟

البته دلایل داخلی هم در این دخالت و حمله نقش دارند.

مهمترین عامل خود ارتش ترکیه است ارتش ترکیه بارها با کودتا بخصوص در موقع بحران حکومت را بدست گرفته است.

اردوغان برای از بین بردن امکان کودتا و سرکوب ارتش هم تحت فشار است؟

جو عمومی هم بر علیه اردوغان در حال شکل گیری است 

رومه های ترکیه حکومت اردوغان در بوجود آمدن بحران اقتصادی مقصر می دانند؟

و مانور رقبا در اقتصاد و ت عرصه را بر حکومت اردوغان تنگ و تنگ تر کرده بودند.

لذا اردوغان با تحریک و شراکت و همکاری پشت پرده آمریکا  دست به دخالت نظامی در سوریه زد

تا هم یک پیروزی ولو محدود کسب کرده باشد 

هم قدرت پشت پرده آمریکا در این به صحنه ظهور برساند؟

بقیه عوامل نقش کمتری در این زمینه دارند.

اگرچه این دخالت نظامی پیروزی قطعی برای ترکیه و آمریکا ندارد؟

اهداف اعلام شده غیر قابل حصول هستند.

اگرچه این حمله و خونریزی و کشتار اکراد امنیت برای ترکیه به ارمغان نخواهد آورد.

اما خروج آمریکا را تسهیل و توجیح خواهد کرد؟

در واقع ترکیه هیچ گاه با کشتار و حمله نظامی و قدرت نمایی نخواهد توانست به اهداف اعلام شده نزدیک شود.

چه بسا امنیت شکننده شهرهای کرد نشین ترکیه هم دوبار دستخوش نا امنی گردد؟

اصلا حملات سالهای گذشته ترکیه به عراق و سوریه و بمباران مکرر مقرهای پ ک ک به صلح و امنیت نرسید؟

تنها راه رسیدن به صلح و هم نشینی مسالمت آمیز به رسمیت شناختن این گروه و مذاکرات ی است.

همانطوری که عبدالله اوجلان رهبر زندانی کردهای ترکیه بارها تقاضای شروع مذاکرات صلح را با دولت ترکیه کرده است؟

اما ظاهرا اردوغان برای فرار از مشکلات خود را از چاله به چاه می اندازد .

تا متحد پیشین را از انتقام اقتصادی منصرف کند؟ 


بلاشک تحریم برای اقتصاد ایران زیانبار و شکننده بود اما یک فرصت بزرگ تاریخی را برای اقتصاد ایران فراهم کرد تا اقتصاد ایران با یک جهش به اهداف استقلال اقتصادی برسد.

این فرصت عظیم با ندانم کاری و خباثت دولت از بین رفت؟

دولت چون مورد تحریم واقع شد نتوانست کاری انجام دهد .

اما حاضر نشد قید و بند را از دست بخش خصوصی باز کند تا حداقل بخش خصوصی در ماجراجوی آمریکا حسابی تاخت کند و سر شکستگی تاریخی را برای آمریکا به ارمغان بیاورد.

دولت در بدترین موقعیت تحریم بجای باز کردن قید و بند از دست بخش خصوصی و برداشتن موانع کسب کار با چماق "کنترل قیمت ارز و جلو گیری از فرار مالیاتی" اقتصاد کشور را در یک قیف ( فشار بزرگ) قرار داد تراکنش های بانکی و انتقال پول به شدت محدود شده به تبع رکود هم به شکل باور نکردنی افزایش پیدا کرده است.

از آن سمت هم دست به "زور گیری مالیاتی" زده است.

رونق که نیست افزایش پایه های مالیاتی با همه تکذیب ها به شدت در حال "اجراء " است.

این نتیجه حماقت های مکرر و سریالی دولت است.

تازه خزعبلات هم تحویل مردم می دهد " افزایش قدرت پول ملی" " کنترل قیمت ارز" "رشد اقتصادی"

"کم شدن بیکاری" " افزایش اشتغال"

این شعار ها آدم را یاد می ااندازد در اوج سقوط پول ملی دم از قدرت پول ملی میزد؟

بیچاره نه آن موقع فهمید چه خرابی کرده است نه حالا هنوز هم خود را نابغه دهر و عددی می داند؟

یکی نیست این "اشغال" را از ت جمع کند.

تازه روی را هم در آمار هم در عملکرد روسفید کرده است.

حالا یک پوپولیست کامل بود یک محافظه کار امنیتی که بی سوادی اقتصادی هم مزید بر ادعای ایشان شده

بیچاره نمی داند چه افتضاح اقتصادی بار آورده و گرنه

می گویند وقتی آب سر بالا می رود قورباغه ابو عطا می خواند؟

حالا خرابکاری ندانم کاری خود خواهی و به کار نگرفتن کارشناسان مستقل اقتصادی کم بود ؟

ادعای پیروزی هم به آن افزوده شده است.

در همین روز گذشته ایشان ضرورت نظارت استصوابی شورای نگهبان رد کرده است؟

آقای به یک نفر گفتند این شعر کج و مواج چیست که می خوانی گفت اشکال از حافظ است.

این شورای نگهبان برای هر کسی بد بود برای تو که خوب بود یک چنین موجود به هم ریخته و نا گوار برای رئیس جمهوری ایران تایید کرد.

از نظر من این فرصت ناریخی به ما اجازه می داد تا اقتصاد را بر اساس تولید داخلی استوار کنیم.

فرصت قطع پول های باد آورده نفت که عامل اساسی اختلاس و ندانم کاری و به کار کماردن بیسوادان بر گرده مردم بوده است برای ایران فراهم کرد.

به قول شاعر بزرگ ایران شهریار:

برو ای تُرک که تَرک تو ستمگر کردم

حیف از آن عمر که در پای تو من سرکردم

 

عهد و پیمان تو با ما و وفا با دگران

ساده‌دل من که قسم های تو باور کردم

 

به خدا کافر اگر بود به رحم آمده بود

زآن همه ناله که من پیش تو کافر کردم

 

آقای یک توصیه ای دارم برای عاقبت به خیری تو  و آن "سکوت"

و اگر شجاعت داری " استعفا "

آوار حرکات غیر منطقی رئیس جمهوری بعد از پایان دوران ایشان بر سر ملت خراب شد.

اما آثار حرکات غیر منطقی هم اکنون در حال ریزش است.

اگر مردم هنوز درک نکرده اند باید گفت شعار های دولت مردم را به سرگیجه انداخته است؟

و گرنه آوار ورشکستگی دولت در حال ریزش است 

هم در بعد اخلاقی هم در بعد ی هم در بعد اقتصادی

حلقه مفقودی صندلی رئیس جمهوری ایران "مسئولیت پذیری" است.

که نه داشت و نه دارد.


هر روز کشور را به یک بهانه داخلی و یا خارجی "معطل" می گذارند . امروز مکرون فردا نیویورک پس فردا تغییر مواضع امارات عربستان آینده هم طرح صلح ژاپن یا پاکستان یا پادرمیانی همسایه ها یا چین یا حتی روسیه؟

این "بازی" استکبار است تا شما "چوب" را برندارید ؟

آقای گفتند برای تامین حقوق و رفاه مردم برای هر "فداکاری" آماده ام" 

این اگر راست است بزرگترین فداکاری تو این است که در جا استعفا بدهی ؟

دروغ که شاخ دم ندارد این امارات این عربستان هم مرتب دروغ سر هم می کنند.

و متاسفانه رسانه های ایران هم مرتب افسانه سرایی می کنند.

نکند رسانه ها پول دریافت کرده اند که چنین اباطیلی به خورد مردم می دهند.

اولین شاخصه تغییر ت یک کشور برکناری مهره های کلیدی تند روی است؟

کدام یک از مسئولان امارات یا عربستان عوض شده اند.

هیچ کدام باقی "بازی صلح خواهی" دروغین است برای خرید زمان و اجراء طرحهای نظیر "نمرود" و یا "عنکبوت" است.

این سفارش غرب است برای بازی "موش گربه" آقایان تغییر مواضع عربستان یعنی برکناری بن سلمان 

برکناری عادل الجبیر باقی افسانه است.

امارات هم مشخصا دروغ می گویید هیچ کدام از اعضاء کلیدی تندروی بر کنار نشده اند.

"بازی با شایعات" ترفند جدید این مبارزه براندازی اقتصادی است.

تا "چوپ" را برنداشته اید و محکم بر سر خصم نکوبیده اید داستان همین است.

هیچ تغییر موضعی در آمریکا در اروپا در خاورمیانه وجود ندارد .

حتی کوچکترین تغییر ی نیست. این تغییر تاکتیک است ارسال "پیغام " ارسال "واسطه" برای بازی روانی اقتصادی و خورد کردن روحیه مردم است.

بزرگترین مقامات جمهوری اسلامی ایران حتی شورای امنیت ملی دارند به این مطالب خوشبین می شوند.

چنین نیست بسیار خونخوار تر سهمگین تر و مزورانه تر طرحهای جدید دارند "اجرایی" می شوند.

کشور "وقت" ندارد این یک هشدار امنیتی در بالاترین سطح قرمز است.

کشور نباید "معطل" هیچ شخص یا طرح صلح و دوستی یا پیغام بشود.

هیچ شخص داخلی خارجی هیچ مقامی؟

این "جنایت" است که هر کاری می کنند الا بازدارندگی اقتصادی ( حتی شروع هم نمی کنند)

آقای بزرگترین خدمت تو فداکاری تو اینست که بروی بمیری؟

تا ملت نجات پیدا کند از این تفکرات مسموم "مذاکره صلح دوستی با استکبار"

استکبار دارد رگ حیات تو را ما را قطع می کند این حماقت است ؟

امروز باید طرحهای توسعه جنگ اقتصادی باید "اجرایی" گردد.

باید با توزیع یارانه غذایی کالای از اقشار ضعیف حمایت کامل انجام شود.

باید از خارج مرزها قطع امید کامل کرد.

تا در داخل اقتصاد سر وسامان نگیرد. موضع دشمن تغییر نخواهد کرد.

آقای خودش را به در ودیوار می زند که بگوید من هر کاری که بایست انجام دادم.

خیر آقای تو برای مردم هیچ کاری نکرده ای فقط برای ادامه ریاست خودت داری "بازی" می کنی.

این ساده ترین نوع کار در دنیا است وقتی نمی توانی با مذاکره با صحبت با صلح خواهی کاری انجام دهی استعفا بزرگترین خدمت تو به کشور است.

من نمی دانم چرا رسانه ها هر مطلبی عنوان می کنند بغیر از این قضیه ؟    

اگر یک توافق و همبستگی جمعی در استعفا خواهی باشد.

آنوقت باز هم "" صلح خواهی ادامه خواهد داد؟

باید آب پاکی را روی دستان شما بریزم 

هیچ برگ برنده ای ندارید نداریم تا زمانی که به یک حداقل اقتصاد داخلی برسیم؟

خروج کامل از برجام از ان پی تی از تمام بازرسی ها هم نمی تواند غرب را به دست کشیدن از این تحریم و مذاکره خواهی برساند 

مگر بازدارندگی اقتصادی.

آن هم با بدست نمی آید؟


اروپا در جریان برجام همچون "یقه سفیدان" مجرم یک حضور تصویری تا دقیقه های آخر دنبال می کند.

اما همواره التماس دعا دارد تا مبادا ایران از "حد معین" آنان خارج نشود و یک حالت هشدار دهنده غیر فعال را دارد.

اینک که همه تیرهای آمریکا به سنگ خورده و حتی "نمایش بزرگ مذاکره" در نیویورک هم بر باد فنا رفته

اروپای "یقه سفید" آماده اجراء نقش خویش می شود خروج از برجام برای تضعیف و فرو ریختن دیوار روانی مقاومت ایرانیان برای "تسلیم" در مقابل خواسته های غیر قانونی غیر عادی استکبار جهانی؟

در واقع این یک نقش از پیش تعیین شده بود برای اجراء بزرگ برجام 2 و 3 و تسلیم کامل تمام ابزار مقاومت و خروج از کل فتوحات در سوریه عراق یمن و گوشه گزینی ایران.

تازه اگر این پروژه به مقصد برسد برایران بسیار سخت خواهند گرفت یک محاصره اقتصادی انسانی دارویی شدید اعمال خواهند کرد چرا این همه نیرو و پتانسیل بروز یافته از این سرزمین برای همیشه در خاک مدفون کنند؟

این اول فشار است اگر به موفقیت برسند.

و دولت اصلاح طلبان فکر نکنند با سازش همه چیز تمام خواهد شد خیر تازه اول مصیبت خواهد بود همانطور که در لیبی اول قضیه تحویل ابزار غنی سازی اول کار بود.

حتی اکنون غرب حاضر به بخشیدن و کمک به مردم لیبی نیست

همانطور که تسلیم شوروی سابق اول انتقام گیری تخلیه الکتریکی دانشمندان و ثروتمندان روسی ادامه دارد در واقع غرب فکر نمی کرد هیچ گاه روسیه سر از خاک بلند کند؟

اکنون که پوتین موفق شده دوباره قدرت روسیه را احیا کند مورد بدترین تحریم ها و بایکوتها قرار گرفته است در واقع روسیه هم فروپاشی را تحمل کرد هم تحریم هم بایکوت هم عدم پذیرش در جامعه استکباری آقایان.

هزینه سازش هزار برابر هزینه مقابله بود برای روسیه و حتی لیبی؟

برای ایران این هزینه دو یا حتی تا پنج برابر است چون غرب از اسلام شیعی سیلی خورده و این سیلی 7000 هزار میلیارد دلاری و ورشکستگی ارتش آمریکا با بیست میلیون بازنشسته نظامی مرهون مقابله با جبهه مقاومت بوده است.

هزینه درمان چهار میلیون نظامی آمریکایی مجروح و جانباز هم اکنون بر دستان اقتصاد امریکا سنگینی می کند.

اما روحیه " مقاومت" در داخل کشور منوط به "تحول جدی " در " اقتصاد" است.

اکنون که زمینه سازش در نیویورک و مذاکره منتفی شده است ؟

اروپا در صدد تحریک افکار عمومی ایرانیان است برای گردن نهادن به مطامع آنان و "تسلیم" ایران.

آنچه که در جنگ های بزرگ خاورمیانه بدست نیاورده اند اینک در برجام و پسا برجام می خواهند از ایران بدست بیاورند.

لذا این "توطئه" بسیار عظیم و پیچیده و مهم است برای غرب.

اینک خون بهای تمام کشته شدگان در جنگ از دو طرف و نبرد بزرگ داعش سوریه یمن عراق لبنان اسرائیل و حتی نبرد در افریقا و اروپا حتی جنبش جلیقه زردها منوط به به پایان بردن این پروژه

"تسلیم" تحت عنوان مذاکره است.

برای غرب نابودی تمام خاورمیانه سوریه عراق ایران یمن حتی عربستان امارات بحرین اهمیتی ندارد.

اما کوچکترین "خدشه" در جریان اقتصادش بسیار مهم است.  

کشته شدن هزاران یمنی هزاران سعودی اماراتی ایرانی ارزشی ندارد.

گاهی اشک "تمساح" می ریزند اما تاریخ نشان داده عامدا" عامل" طرح های را شروع می کنند که به مرگ میلیون ها نفر تمام می شود.بعد هم با قیافه حق به جانب خود را متاسف نشان داده و از مسئولیت شانه خالی می کنند.

نمونه های تاریخی بیشماری را می شود ذکر کرد "ایجاد اسرائیل" " ایجاد قحطی مصنوعی ایران"

ایجاد سودان جنوبی ایجاد جنگ دو کره جنگ ویتنام جنگ هند و پاکستان ایجاد کشور امارات بحرین 

جنگ ایران و عراق جنگهای افریقا ایجاد داعش ایجاد القاعده ایجاد و.

اکنون تمامی " توطئه ها" ختم شده به "تسلیم " (مذاکره ) ایران

در این بازی آمریکا و اروپا هم تیم و هم گروه هستند .

اما ایران در مذاکره ره به جای نخواهد برد چون بازی برجام "تمام" شده است

بازی "جنگ" هم تمام شده است سقوط پهپاد آمریکایی این بازی را سقط جنین کرد. 

بازی اصلی در میدان "اقتصاد" است .

"اقتصاد" برنده نهایی را تعیین خواهد کرد

دولت مانند عقب افتاده ها هنوز فکر می کند بازی "مذاکره" گره از مشکلات باز خواهد کرد؟

این عقب افتادگی تاریخی عقلی ی تنها منوط به نیست هم گاهی زودتر از موقع طبل جنگ می زد گاهی بی موقع طبل صلح می زد در هیچکدام هم جدی نبود؟

اما آمادگی دارد تمام پیروزی ها را در طبق اخلاص "مذاکره " به هر شرایطی "تقدیم" کند.

چرا؟ چون غیر از شیخ صلح هیچ بازی دیگری را "بلد" نیست.

بازی " اقتصاد " را بلد نیست هیچ گاه در این بازی هم نخواهد توانست برنده باشد.

تیم اقتصادی و کابینه او هم "توان" فکری عملی چنین نبردی را ندارد.

پس بازی " اقتصاد" سرنوشت "جبهه مقاومت" را تعیین خواهد کرد.

هرگونه سازش کوتاه مدت تا زمانی که در "اقتصاد" به حداقل بازدارندگی نرسیم بی فایده "تسریع" کننده این پروژه است ولاغیر؟

روی سخن من با حاکمیت جمهوری اسلامی ایران است.

اگر پیروزی می خواهید باید سرداران "جنگ اقتصادی" منصوب کنید.

با تکیه بر دولت و دولت جز پشیمانی حاصلی درو نخواهد شد.

اینک زمینه در گیری در زمین آب خاک کشاورزی تولید تلفیق سرمایه با نیروی انسانی متخصص و آزاد کردن زمینه فعالیت اقتصاد است.

اینک جبهه در گیری در توپ و تانک تفنگ هواپیما نیست .(اگر چه تسلیحات تضمین صلح هست)

اما زمینه در گیری "بازدارندگی اقتصاد" معیشت عمومی و عدالت در دادن امتیازات اقتصادی است.

جبهه در گیری فقط در این زمینه است.

تمام جنگ های روانی مذاکره ای ی برای شکست دادن جمهوری اسلامی ایران در زمینه اقتصادی است.

تمام وقت کشی ها تعلل ها برای تحمیل شکست اقتصادی است.

دولت این وسط دارد آب به آسیاب دشمن می ریزد

تشویق به گرفتن مالیات بیشتر از فعالان اقتصادی سخت گرفتن به کارخانه ها کشاورزان تولید کنندگان و صنعت گران و سوق دادن متخصصین به خروج از کشور بازی در زمین دشمن است.

دمیدن در شیپور نا امیدی بگیرید بگیرید مصادره کنید به اسم عدالت سرکوب کردن تولید است سرکوب کردن مقاومت اقتصادی است.

بی پرده سخن بگوییم تمام اختلاس ها و بالا کشیدن ها کار دولتیان مجلس یان و وابستگان به حکومت بوده ؟

بطور عمومی بخش تولید و کشاورزی در این وسط نقشی نداشته است .

در واقع همان سرمایه های جهنمی نامشروع که در هیچ فعالیت تولیدی نقشی ندارند و برای دلالی یا خرید سکه و دلار فعالیت می کنند ربطی به تولید ندارند متعلق به اختلاس گران است.

لذا بخشی که مالیات نمی دهد و خدمت به کشور نمی کند عامل بسیاری از انحرافات در رسانه ها در اقتصاد در دولت است؟

عملکرد بسیار ضعیف دولت هم قادر نیست در این زمینه نقش مثبت فعال و اثر گذار ایفا کند.

دست به نمایش کار سیاه بازی و تصمیمات غلط می زند.

جو عمومی تخریب جو اقتصاد مخدوش امنیت روانی تولید کننده را ساقط و آینده تیر و تار از جمهوری اسلامی ایران به نمایش می گذارد؟

این نشان دان زمینه تیر و تار عدم امید به آینده اقتصاد زمینه خروج عظیم سرمایه های مادی و فکری را فراهم می کند ( در واقع فراهم کرده است)

این وسط نقش رسانه های معاند ( تحت عنوان خودی ) بسیار سنگین است.

حماقت دولتیان بی سواد و بی اطلاع هم مزید بر علت شده است.

هجوم سرمایه های مادی و فکری به خارج زمینه را برای شکست "اقتصادی" فراهم می کند.

وقتی سربازان سنگر اقتصاد از کشور خارج می شوند چه کسی باید در این جبهه شلیک کند؟

دولت به علت کسری بودجه دست به فشار سنگین مالیاتی به فعالان اقتصادی زده است.

مجلس از ارائه راه حل برای جبران کسری درآمد نفت عاجز است در واقع سواد اقتصادی مجلس از دولت کمتر است بیشتر نیست.

متاسفانه با 177 فارغ تحصیل علوم انسانی 100 دکتر و   فقط 12 نفر اقتصاد خوانده در مجلس داریم آن هم بیشتر معلم بوده اند و تجربه کاری اقتصادی ندارند؟

دولت بدون اقتصاد دان مجلس بی متخصص اقتصادی و رئیس جمهور امنیتی چگونه صلاحیت این رزم اقتصادی دارند؟

تمام آینده ایران خاورمیانه د حتی جهان در گرو این نبرد "اقتصادی" است؟ 


فرصت بزرگ آوردگاه نیویورک (سخنرانی در مجمع بزرگ سازمان ملل متحد) با حرفهای از مبنای "ضعف "

"وادادگی" "سستی" " تحریک دشمن به زیاد خواهی" " ترقیب دشمن به تحریم بیشتر" "تصویر یک کشور درمانده " "تصویر یک رئیس جمهور بی تجربه ی" توسط آقای نه تنها بر باد رفت بلکه نتایج شکست بار آن دامن همه آحاد کشور فرا خواهد گرفت.

از خرده گیری رقبا نسبت به خنده آقای در مقابل جانسون بگذریم ( گاهی خندیدن در یک جمع دیپلماتیک گریز ناپذیر است برای همراهی و یا مزاح ی ) 

آنچه مرا واداشت این چند سطر بنویسم ساد لوح بودن متن سخنرانی و مطالب ادا شده در نیویورک است  آقای یک مشاور آگاه کار دیده نداشتید تا یک متن محکم و هشدار دهند برایتان تنظیم کند؟

وقتی دشمن کشور مورد تعرض ( اقتصادی نظامی ی ) قرار می دهد 

دفاع شما باید محکم منطقی اصولی هشدار دهنده و حتی تهدید کننده باشد نه تنها باید متن مورد نظر رئیس آمریکا را باید تهدید کند بلکه باید جامعه ی و دانشگاهی و عامه مردم آمریکا  و دنیا را به اندیشیدن به عواقب چنین ت های آگاه کند.

باید هشدار داد که ایران از عهده این تحریم بر آمده و بقیه راه مقاومت را هم طی خواهد کرد؟

اما شما و جامعه جهانی با عواقب چنین تصمیمات خود خواهانه و ظالمانه روبرو خواهید شد.

باید به دشمن دیکته می کردید امنیت اقتصادی در مقابل امنیت اقتصادی است .

امنیت نظامی در مقابل امنیت نظامی است هر حرکت شما بدون عواقب نخواهد بود لازم نیست تهدید کنید بگویید ما این کار را می کنیم .

اما لازم است بگویید با تحریم طرف قرار داد ی و اقتصادی شما راه خیانت کردن در دنیا رسم می کنید راه پیمان شکنی را باب و پیشه مردم می کنید آنگاه دنیای بدون قراداد های تجاری ی اقتصادی روی پای خودش نخواهد ایستاد.

باید تحقیر می کردید شخص ترامپ را به شدت و گرامی میداشتید مردم بزرگ آمریکا را باید از 500 هزار تلفات جنگ داخلی آمریکا برای لغو برده داری تعریف می کردید باید از حرکات رئیس جمهورهای بزرگ و پیشین آمریکا به عنوان اسوه و الگو یاد می کردید مانند آبراهام لینکلن 

بعد می گفتید من تعجب می کنم از آمریکای که برای آزادی 500 هزار کشته می دهد 

اما امروز برای کشتن بیماران سالمندان و کودکان اینقدر دارد هزینه می کند؟

ما به کجا داریم می رویم این همان آمریکا است؟

اصلا کمی از رهبر انقلاب یاد بگیرید حرف خود را صریح بی پرده محکم و با صلابت مطرح می کند .

در واقع قلب دشمن در ت اتخاذی خود هدف قرار می دهد خوار می کند.

چرا از حس نصرالله رهبر جنبش حزب الله یاد نمی گیرید.

بسیار توانا با لغات قرآنی اسرائیل مورد هدف قرار می دهد "خانه عنکبوت" " ت بزدلانه"

"کودک کش" هم اصول خود را بیان می کند هم عواقب کار دشمن یاد آوری می کند هم دشمن روی تک تک لغات او تامل می کند؟

دروغ هم نمی گویید هر تهدیدی کرده عملی کرده هر هشدار داده واقعیت پیدا کرده است.

ما فکر می کردیم آقای فقط در اقتصاد ضعیف نا کارآمد و سست است.

اما اینک مسجل شد ایشان در امنیت در ت در سخنرانی هم ضعیف بی اندیشه است

نگاه کنید به سخنان زیر "برجام حداقل بود چه برای ما چه برای شما اگر بیشتر می خواهید باید بیشتر بدهید"

آقای مگر در قضییه برجام غرب چیزی هم پرداخت کرد که اکنون بیشتر می خواهید.

اصلا این جمله غیر منطقی یعنی چه بیاید بیشتر هم می دهیم کم کولی دادید کم امتیاز دادید برای برجام غرب هیچ چیزی نداد حتی ما را از حق تجارت عادلانه و اقتصاد معمولی هم محروم کرد.

نکند چراغ سبز می دهید برای حمله بیشتر غرب در گرفتن امتیاز بیشتر 

این جملات از یک کارگشته امنیتی 30 ساله بعید است " مگر ؟

ناپختگی دوم " اگر آمریکا همه تحریم ها را لغو کند ما هم پروتکل الحاقی ( بازدید در هر زمان و مکان )

در مجلس تصویب می کنیم "

دعوت آمریکا به زیاد خواهی است این جمله دعوت به حمله بیشتر تحریم است 

اصلا اگر ترامپ ادعا کند اگر من هیچ پیروزی در  تحریم نداشته باشم همین تصویب پروتکل الحاقی پیروزی بزرگی است؟

دوما مگر مجلس اعضاء دولت جنابعالی است که از طرف مجلس قول می دهی حرف می زنی؟

شاید مجلس هیچگاه تصویب نکند.

اصلا تو باید به نیویورک می رفتی تا انذار دهی آمریکا و دنیا را؟

مثلا خانمها آقایان امروز من به اینجا آمدم بگوییم کشور من با وجود همه صلح خواهی و مدارا در 200 سال گذشته امروز مورد هجوم ناجوانمردانه تحریم سنگینی قرار گرفته و تا امروز بیش از پانصد هزار نفر از مردم کشور من کشته شده اند براثر کمبود داروی یا سقط جنین شده اند براثر مشکلات

میلیونها نفر معیشتشان به خطر افتاده بر اثر تحریم ها و آثار این تحریمها بیشتر بر روی مردم عادی است تا دولت ؟

من آمده ام اعلام کنم آثار تحریم اقتصادی فقط بر اقتصاد ما نخواهد بود ادامه تحریم مشکلات اقتصادی را به تمام کشورها خلیج فارس و دنیا سرایت خواهد داد ؟

اقتصاد جهانی را متزل و فرو خواهد ریخت رشد اقتصادی دنیا را کند و منفی خواهد کرد امنیت اقصادی در سرتاسر دنیا به خطر خواهد افتاد یک رکود اقتصادی نظیر سال 2008 بر دنیا تحمیل خواهد کرد امنیت کشتیرانی امنیت صادرات نفت را به خطر خواهد انداخت نفت گرانتر برای دنیا به منزله سقوط رشد اقتصادی خواهد بود افزایش قیمت بنزین در دنیا نتیجه تحریم ها خواهد بود در کجای تاریخ دنیا سراغ دارید که سرنوشت اقتصاد جهانی را بدست یک دیوانه ای همچون ترامپ بدهند

انتخاب یک شخص غیر متعادل غیر عادی که گاه حتی حرف خودش را هم قبول ندارد مرتب بلوف می زند زورگویی را برای رسیدن به اهداف اقتصادی انتخاب می کند "ت اول آمریکا" را " آپارتاید " دنبال می کند نژاد پرستانه صبحت و عمل می کند در واقع انتخاب یک دیوانه برای سمتی بزرگ همچون رئیس جمهوری آمریکا است 

دیوانه ای که امنیت خاورمیانه امنیت اقتصاد اروپا آسیا چین ژاپن و اروپا را به خطر انداخته است و هر روز بیشتر و بیشتر این امنیت توسط او در معرض قرار می گیرد.

فکر نکنید آمریکا به نفت خاورمیانه نیاز ندارد پس امنیت انرژی برای آمریکا ضرر نخواهد داشت امروز همه ما در یک کشتی نشسته ایم هر گونه کمبود سوخت در چین ژاپن اروپا و آسیا قیمت ها را بالا خواهد برد و ضرر سنگینی به اقتصاد کل دنیا وارد خواهد کرد بازی ی برای موتور سوخت اقتصاد جهانی دامن همه را خواهد گرفت.

این دیوانه با کارهای احمقانه نظیر تعرض به حریم هوایی کشور ما باعث به خطر انداختن جان سربازان آمریکایی را فراهم کرده و می کند امنیت خلیج فارس را در معرض خطر قرار داده و می دهد؟

من از عاقلان آمریکایی و اروپا آسیا سوال می کنم شما چرا محکوم نمی کنید این ت های احمقانه را ت های یکجانبه گرایی افراطی ت جنگ تعرفه ای را چرا مستقیم شخص ترامپ را محکوم نمی کنید؟

ت های که جان هزاران نفر در فلسطین سوریه آمریکا مکزیک کره شمالی آفریقا آسیا خاورمیانه به خطر انداخته و خواهد انداخت .

می دانم همگی در دل از او سخت ناراحت هستید اما چرا به زبان نمیآورید؟

چرا تحت عنوان یک قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل رفتار نژاد پرستانه یک جانبه او را محکوم نمی کنید من خواستار یک رای گیری در مجمع عمومی سازمان ملل متحد هستم برای محکومیت این حرکات شخص ترامپ می دانم این محکومیت فقط ی است حالت اجرایی ندارد اما همین محکومیت می تواند جلو این حرکات را بگیرد و حتی درآینده شاهد تکرار آن نباشیم؟


مشکلات دولت همچنان ادامه دارد.

پس از گذشت نزدیک دو سال تحریم هنوز دولت در شوک و استرس عمیق بسر می برد؟

لذا مرتب حرکات غیر منتظره و غیر عادی مرتکب می شود.

درست مانند فردی که عزیزترین عضو خانواده خود را در یک حادثه غیر منتظره از دست داده باشد.

چنان به دوستی با غرب دل بسته بود که همکاری غرب در یک پروسه زمانی رئیس جمهوری خود قطعی می دید.

لذا خیانت ترامپ او و دولت او را بخصوص سازمان برنامه و بودجه را چنان به هم ریخت که گویی استرس ناشی از تصادف را تجربه می کند.

تمام حرکات و تصمیم های غیر عادی دولت ناشی از همین ادامه استرس در دولت است 

اعم از افزایش یک باره قیمت بنزین به سه برابر و یا اعلام دروغی پرداخت تمام سود ناشی از گرانی بنزین به خانواده های نیازمند و یا اعلام ثبت نام برای خانه سازی و این شاهکار مکتوب بودجه 99 ناشی از همین استرس است؟

دولت نتوانسته است ثبات لازم فکری را بعد از تحریم پیدا کند هنوز مستاصل و درمانده است.

دست به هر کاری می زند نشان از ناپختگی عجله و استرس دارد.

این بودجه 99 یکی از همین دسته گل به آب دادن ها است که خود یک سند مکتوب از عدم کفایت دولت را نشان می دهد.

این سند به گونه ای تنظیم شده که با هزار من سریش و چسب هم نمی توان توازن در آن به چشم دید؟

در حالیکه قسمت درآمد بودجه به شدت ناقص و کمبود را نشان می دهد؟

بسیاری از درآمدهای قید شده در آن هرگز به وقوع نخواهد پیوست.

مانند فروش دارایی های دولتی یا اوراق قرضه یا افزایش وصول مالیات فروش نفت خام؟

در سال جاری و سال 1397 هم دولت نتوانست به توازن بودجه ای دست یابد.

نتوانست هیچ مقداری از داراییهای دولتی بفروشد برای سال 98 مقدار این فروش از 4 هزار میلیارد تومان بوده به ده برابر در بودجه 99 افزایش داده است.

در زمینه فروش اوراق قرضه هم موفق نبوده همینطور بقیه قضایا ؟

انگار کارشناسان بودجه نویس در زیر فشار بسیار مسئولان یک تراز زوری را روی کاغذ تصویر کرده اند تا صدای مخالفان را خاموش کنند؟

اصلا این بودجه 99 به مجلس ارسال نمی شد و محرمانه باقی می ماند همانند سال 98 بسیار بهتر بود.

حداقل دشمن از شرایط بودجه ای کشور بی اطلاع یا کم اطلاع باقی می ماند.

دولت برای تبرئه خود دست به هر حماقتی می زند این بودجه 99 یک حماقت بزرگ است.

که تصویر اقتصاد ایران در سال آینده به معرض نمایش می گذارد.

این بودجه 99 حداقل یک تورم 50 درصدی را همراه خواهد داشت.

این سند نشان می دهد دولت هیچ چیزی در چنته ندارد.

نه قادر است تحرک و نوآوری داشته باشد نه قادر به تصویر وضع بهتر در آینده است.

حتی قادر به لاپوشانی و مخفی کردن گودالهای عظیم مخارج دولت غول پیکر و بی خاصیت نیست.

این غول بی خاصیت و عظیم دولت جمهوری اسلامی ایران مانند یک فیل بسیار عظیم مخارج می خورد و هیچ فایده و کار کردی هم ندارد .

من پیشنهاد می کنم حداقل یک و نیم میلیون نفر از این لشکر عظیم به خانه بفرستید ( با قید دریافت حداقل سه سال حقوق مجانی) تا مخارج دولت به شدت کمتر شود.

حداقل سنگ اندازی در کار بخش خصوصی تعطیل خواهد شد.

غیر از وزارت خانه آموزش و پرورش و بهداشت و خارجه و ارتش سپاه و چند شرکت مانند آب و برق فاضل آب شرکت برق منطقه ای بقیه را تعطیل کنید برای سه سال تا وضع درآمد دولت مشخص شود.

به واقع اگر وزارت خانه های صنعت معدن جهاد کشاورزی وزارت اقتصاد وزارت تعاون کار امور اجتماعی

وزارت راه و شهر سازی وزارت علوم و تحقیقات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وزارت نفت وزارت ورزش و جوانان تعطیل کنیم هیچ اتفاقی نمی افتد.

تازه مخارج امور جاری این وزارتخانه ها به شدت صرفه جویی خواهد شد. 

و تازه بسیاری از موانع کسب و کار که مربوط به این وزارتخانه ها است خود به خود حذف خواهد شد؟

حالا بسیاری اعتراض خواهند کرد وزارت نفت چرا؟

اصلا مقدار فروش نفت پایین است و این وزارتخانه نقش چندانی در افزایش فروش نفت ندارد؟

چند شرکت استخراج و حفاری کارشان را انجام دهند هیچ چیزی بدتر از امروز نخواهد شد؟

اصلا مقدار فروش نفت بیش از 50 درصدش باید صرف هزینه این وزارتخانه می شود.

حقوق های بسیار بالا متاسفانه حجم بالای ریخت پاش در این وزارتخانه آن را از حیز انتفاع خارج کرده است ( باید از منابع دیگری حقوق های این وزارتخانه در در بسیاری از قسمت ها تهیه کرد ساپورت و پرداخت کرد).

حتی بعضی از حوزه های استخراج نفت قادر به تامین حقوق و مزایای کارمندان و کارگران خود نیست؟

بارها از بانک ها و خود بودجه غیر مشخص وزارت نفت هزینه کارگران و کارمندان آن پرداخت شده است.

حقیقت همین است که روی میز است.

بقیه مانند بودجه 99 آبکی تزئین شده و غیر واقعی است و

فقط باری سنگین روی دوش ملت است یک دیپلمه روی سکوی غیر فعال نفت بیش از سی میلیون تومان حقوق می گیرد تازه نه کاری بلد است نه کار می کند؟

مرتب هم از مدیریت بالا دستی خود انتقاد می کند؟

بله بالا دستی تو بسیار مشکل دارد که به آدمی امثال تو چنین حقوق های پرداخت می کند؟

آن هم در مکانی که اصلا وجود هیچ کارمندی مورد نیاز نیست.

متاسفانه بسیاری از چارتهای سازمانی ما بی ارزش و بیکار هستند فقط دریافت های عظیم دارند.

در واقع می توان حداقل 10 وزارتخانه را تعطیل کرد برای سه سال بدون اینکه تاثیر چندانی در کار کشور ایجاد شود و خیلی راحت وظایف این وزارتخانه ها را به جمع چند نفری یا شرکت های تابعه واگذار کرد.


جنگ تجاری ایران آمریکا یک نبرد یک طرفه است که طرف مقابل آمریکا مرتب تصویب و حتی تصویب نکرده  اعلام می کند.

بدون اینکه امکان اجرائی بودن آن را بررسی کرده باشد در واقع یک بمباران روانی ی ممتد است

که خیلی از آنها هم غیر قابل اجراء و نمایشی اعلام می شود از طرف آمریکا؟

اما از طرف ایران یک بی تحرکی و تسلیم ضمنی از دولت و مجلس به چشم می خورد که بسیار سوال بر انگیز است؟

هر حمله ای یک دفاعی دارد و حتی حمله ای متقابل را باید داشته باشد این اصل در جنگ تجاری ایران نادیده گرفته شده است لذا هر روز به تعداد تحریم کنندگان غیر رسمی و حتی رسمی ایران افزوده می شود.

در حالیکه اگر ایران یک دفاع منطقی و مناسب مقابله به مثل را حتی در جنگ تجاری دنبال می کرد.

امروز اینگونه در گوشه رینگ به تنگنا نمی افتاد؟

یکی از مسائلی که ایران می توانست و باید آن را در مجلس و دولت تصویب می کرد لایحه و طرحی بود که به نیروهای کنسولی تجاری و مسلح کشور اجازه می داد.

تا هر کشوری که ایران تحریم کند یا در تحریم آمریکا همکاری کند از مواهب عبور آزاد تجاری از آبهای ایران یا مناطق تحت نفوذ ایران محروم شود.

مانند تنگه هرمز یا آبهای سرزمینی ایران یا حتی کشورهای دوست و هم پیمان ایران.

تصویب این لایحه یا طرح به منزله بسته شدن مجارای تجاری آمریکا اروپا یا هر کشور دیگری در خلیج فارس و تنگه هرمز است .

لذا هر کشوری که موضع خصمانه علیه ایران اتخاذ کند مورد تحریم ایران قرار می گیرد .

چطور آمریکا قوانین فرا سرزمینی علیه ایران تصویب کند ؟

اما ایران قوانین داخل سرزمینی هم تصویب و اجرایی نکند.

این دیگر خیلی احمقانه است؟

این لایحه به نیروهای ایرانی اجازه خواهد داد از حرکت کشتی های تجاری آمریکایی یا هم پیمانان آن از قلمرو ایران جلوگیری کنند.

این لایحه به نیروهای ایران اجازه بازدید محموله های تجاری به نیروهای مسلح ایران خواهد داد.

این لایحه اجازه استفاده از زور برای توقف و بازرسی کشتی های خارجی را عطا خواهد کرد.

این لایحه پشت کاخ سفید را به لرزه خواهد انداخت؟

هم اکنون اقتصاد آمریکا در لبه پرتگاه رکود و نزول وحشتناکی قرار گرفته که خیره سری ترامپ به آن بشدت دامن زده است.

کافی است چند مصوبه از این قبیل توسط ایران اعلام شود حتی بار روانی تصویب آن آمریکا را متضرر خواهد ساخت.

اینک که چرخه نظارت و دفاع سیستماتیک موشکی و پهپادی ایران تکمیل شده است.

و تسلط کامل ایران بر خلیج فارس و تنگه هرمز غیر قابل تردید است .

بسیار موقعیت مناسبی برای این لایحه است.

این لایحه از پیوستن کشورهای اروپایی به تحریم های آمریکایی جلو گیری خواهد کرد.

چون هر کشوری که به آمریکا بپیوندد منتظر بازرسی و توقف کشتی یا محموله زمینی خود باید باشد.

این لایحه قدرت ایران را در توقف تجارت خاورمیانه ای تثبیت و تنظیم خواهد کرد.


واقعیت نامه سه کشور اروپایی به گوترش دبیر کل سازمان ملل متحد فشار بیشتر به ایران است تا در چارچوب تقسیم کار با امریکا مقاومت مردم و دولت ایران را در هم بشکنند.

این نامه پس از تهدید ایران به مکانیسم ماشه توسط اروپا نوشته شده است ؟

در واقع ادامه فشار بر تهران است بازی با افکار عمومی ایران است نوعی تلاش برای در هم شکستن مقاومت تهران برای مذاکره در برجام 2 و برجام 3 است.

این یک فشار روانی ی احمقانه است که غرب دنبال می کند .

دقیقا مانند سیستم فشار روانی که غرب بر شوروی سابق انجام داد؟

چرا این این سیستم ادامه فشار دنبال می شود؟

چون تشخیص غرب اینست در ایران دو صدایی برقرار است اصلاح طلبان با فرماندهی می خواهند با غرب صلح و آشتی کنند .

اما جناح اصول گرا و حاکمیت نمی خواهد لذا بهتر است فشار به ایران بیشتر کنیم تا جناح صلح طلب بیشتر تقویت شود.

تا ایران سر سفره تسلیم بنشانیم؟

آنان با یک برنامه حساب شده در روزهای آینده فشارهای بیشتری به ایران وارد خواهند کرد؟

در واقع تمام برگ های برنده ترامپ روی میز قرار گرفت اما پیروزی بدنبال نداشت برای او ؟

اینک اتحادیه اروپا در نقش اصلی خود ظاهر می شود از سایه دارد خارج می شود.

آرام آرام به سمت تحریم تهدید حرکت می کند؟

برای خورد کردن روحیه مقاومت مردمی و حکومتی این مسیر از پیش با آمریکا تنظیم شده است فکر نکنید موضوع جدیدی است.

تا زمانی که امثال ندای صلح خواهی بلند می کنند.

تلقی آنان اینست ایران دارد زیر فشار ها به زانو در می آید لذا لازم است این فشارها را حفظ و بیشتر کنیم.

بزودی شاهد در هم فرو ریختن مقاومت ایرانیان خواهیم بود ؟

این عین برآورد اندیشکده های اروپایی و آمریکایی است.

بارها گفته ام اگر می خواهید این فشار حداکثری و محاصره اقتصادی ی پایان پیدا کند باید از حالت دفاعی خارج شده و حالت تهاجمی اتخاذ کنید.

اصلا ما صلح نمی خواهیم ما باید با کمک نیروهای یمنی استخوانهای عربستان خورد کنیم؟

عربستان دروغ می گویید منتظر خرید زمان و تسلیم یمن و ایران است .

هیچ صداقتی در عربستان و امارات به چشم نمی خورد .

آنان همانند اروپا دارند نقش صلح بازی می کنند؟

وجود حتی ادامه یک روز حکومت او باعث ادامه فشار و گسترده شدن ابعاد فشار روانی اقتصادی ی غرب به ایران خواهد بود

و دولت او در داخل هم مرده ای بیش نیست مانند عروسک خیمه شب بازی است که حتی حرکت از او سلب شده

فاقد هر گونه محبوبیت و اعتماد عمومی است.

من قول می دهم استیضاح و برکناری او موجی از شادمانی و سرور جشن در داخل و موجی از عزا و مخالفت در خارج بدنبال خواهد داشت.

کار کرد این جنازه تمام شده او را از روی دست مردم ایران بردارید.

اصلا ما جنگ می خواهیم به مقدسات قسم می خورم غرب یک روز بسته شدن تنگه هرمز تحمل نخواهد کرد .

اگر شما شجاعت عمل را داشته باشید هر چه خواسته باشید روی میز خواهند گذاشت به هر شرطی تن خواهند داد.

حتی همان برجام مرده را قبول می کنند اجراء می کنند آمریکا را هم به آن بر می گردانند.

به خاطر خدا از شما می خواهم دست بردارید از دولت صلح طلب ببینید چطور مردم راحت می شوند.

فقط کافی است بگویید دیگر صلح نمی خواهیم برجام نمی خواهیم؟  


نامه سه کشور اتحادیه اروپا به دبیرکل سازمان ملل متحد نشان از یک کوتاه بینی و خود بزرگ بینی عمیق سه کشور (آلمان فرانسه انگلیس) دارد.

نامه ای مشکوک با یک متن مشکوک و نمایشی از بزرگ بینی و ترس رهبران سه کشور اروپایی در یک موقعیت دشوار فقط نشان از حماقت و خودخواهی دارد.

اصولا این اتحادیه هیچ گاه نتوانست بلوغ و استقلال خود را درت جهانی حفظ و رعایت کند.

این نامه ارزشی ندارد چون مصوب نیست تحقیق و نتیجه یک گزارش صحیح هم نیست یک حدس و گمان احمقانه است درست مانند یک کابوس نیمه شب در خواب.

رهبرانی که خواب شبانگاه کابوسی خود را روی کاغذ آورده اند؟

این ترس نه در خواب که در دنیای واقعی یقه این رهبران را گرفته است ؟

چرا چون در پیمان خود با ایران (برجام) خیانت کرده اند.

لذا اکنون می ترسند مبادا موشک های ایران مخالف قطعنامه 2231 شورای امنیت باشد.

جملات احماقانه این نامه گواهی این ترس است دقت کنید.

برخی از موشک های ایران با این قطعنامه "ناهمخوان" است.

اولا اگر این موشک ها ناهمخوان هستند چرا قسمتهای همخوان قطعنامه را اجراء نکردید.

چرا متن محرز زیر پا گذاشتید تا به این ترس "ناهمخوان " برسید؟

شما رهبران جاه طلب فزصت طلب و کوتاه بینی هستید که این نامه را برای ی وجدان گناهکار خود نوشتید تا خیانت خود را پوشش داده مخفی کنید.

تا پوششی باشد برای کم کاری و خیانت اتحادیه اروپا در حفظ برجام.

بهتر بود یکبار متن آن قعطنامه را می خواندید شاید می فهمیدید آن قعطنامه در مورد موشک ها فقط توصیه کرده بود نه اام ؟

شما به آن قعطنامه عمل که نکردید حالا شکایت ؟

این نامه فقط نشان از نابالغی کوتاهی و خیانت شما حکایت می کند؟

چون در مورد یک چیزی قطعی و مسلم موضع می گیرند نه در مورد یک موضوع ناصحیح مشکوک و غیر واقعی.


ادامه کار تا سال 1400 به مفهوم تحویل یک دولت ورشکسته فاقد سرمایه مالی ی  اجتماعی و اعتماد ملی  به رئیس جمهور بعدی خواهد بود نه سرمایه مالی که یک خزانه خالی با هزاران میلیارد تومان بدهی مالی و همینطور ورشکستگی سرمایه های اجتماعی ملت ایران نتیجه ادامه کار  خواهد بود.

این نتیجه یک بررسی مالی ی تحلیلی و کارشناسی است نه یک خصومت جناحی ی یا حتی حدس و گمان خالی.

این پاراگراف عینا مانند این است بگوییم دو ضرب در دو می شود چهار تا لاجرم هیچگاه کمتر یا بیشتر نخواهد بود.

اگر چه من با دولت مخالفم اما این موضوع بررسی وضغیت کشور است و ربطی به موافق یا مخالف ندارد.

در این وبلاگ با عمر نزدیک به 3 سال خودش بیش از بیست مطلب مهم را پیش بینی کردم حتی یک مورد نمی توانید پیدا کنید که به وقوع نه پیوسته باشد.

حتی بعضی بسیار زودتر از تاریخ تخمینی رنگ واقعیت گرفت .

برای نمونه در مهرماه سال 1396 پیش بینی کرده بودم در پایان هشت سال رئیس جمهوری بدهی دولت از 2000 میلیارد تومان فراتر خواهد رفت در راهبرد 73 اینک نزدیک ماه به پایان دولت باقی است اما هم اکنون دولت این سقف را پر کرده است.

حالا پیش بینی اینکه دولت سر به سلامت ببرد برای کشور بهتر است یک خیالی پیش نیست .

اولین شگرد استکبار در کشورهای که منجر به برکناری دولت شده است اینست که از تشکیل دولت جدید جلوگیری کند؟

اما ما می توانیم قبل از برکناری دولت دولت جایگزین کاندید و بلافاصله دولت جدید تشکیل دهیم.

همانند ماشینی که ترمز بریده است دارد به سمت نابودی حرکت می کند ؟

هر روز هم به سرعت آن افزوده می شود.

هم هم اعضاء کابینه او تسلیم شرایط شده و همانند تکه چوبی روی سیل دارند به سمت دریا می روند.

هر چه دولت اعلام می کند سراب است دروغ از روی ناچاری است برای خرید زمان است؟

دولتی که در عمر شش سال هشت ماه خود یک آجر روی آجر نگذاشته است چگونه می خواهد در ماه آینده 130000 یکصد سی هزار کارمند صاحب خانه کند؟

در حالیکه دولت حداقل چهار سال تحریم شدید اقتصادی نداشت و فروش نفت بالا بود.

اینک با عدم فروش نفت با تحریم شدید با کسر بودجه بالای 30 درصد چگونه می خواهد خانه بسازد آن هم بالای یکصد هزار عدد.

پس ثبت نام برای مسکن فقط بلوفی است نشدنی شاید هم دولت به ی بساز بفروش ها رسیده که پول جمع می کردند برای تحویل واحدهای در حال ساخت بعد هم متواری می شدند؟

این بلوف ها سرمایه حکومت را بر باد خواهد داد همه اعتماد ملی را از بین خواهد برد.

مانند ترامپ صبح تا شب مشغول دروغ گویی در مقابل ملت است این واقعا" جای باز خواست دارد.

آقا چرا داری سرمایه های ملی را آتش می زنی چرا اعتماد مردم به جمهوری اسلامی ایران داری نابود می کنی؟

خسارت این نابودی آبرو بسیار بیشتر از تحریم و ضرر اقتصادی فروش نرفتن نفت است.

ما در اقتصاد داریم سالی بیش از 100 میلیارد دلار از دست می دهیم؟

اما در قضیه آبروی دولت این خسارت به سالی هزار میلیارد دلار هم می رسد.

وقتی دولت را تحویل خواهد داد که هیچ چیز باقی نمانده هیچ دولت و هیچ شخصی دیگر نمی تواند دولت را اداره کند ؟

نه اصلاح طلبان نه اصول گرایان آبروی اجتماعی و ی لازم را نخواهند داشت .

شاید هم هیچ آبروی ی برای برگذاری انتخابات باقی نمانده باشد؟

اصلا فرصت سوزی سرمایه سوزی آبرو سوزی به قدری شدید و روز به روز بیشتر دارد می شود که شاید قبل از اتمام زمان پایان کار همه چیز خاتمه پیدا کند.

یک ماه قبل از شروع شورش آبانماه 98در یک مقاله نسبت به شروع نا امنی در ایران هشدار شدید دادم کسی آن را جدی نگرفت؟

امروز هم یک هشدار بسیار شدید در حد مرگ و پایان جمهوری اسلامی ایران اعلام می کنم ؟

سرنوشت ما در بازی شطرنج خاورمیانه اینک با سبک سری دولت به سرنوشت دولت عراق و لبنان گره خورده است.

اگر استکبار با جابجای چند مهره در عراق یا لبنان برنده این بازی کیش و مات شود کار در تهران بسیار سخت و تنش زا خواهد شد.

شاید کار به جای برسد که برای جایگزینی یک جاسوس دو تابعیت آمریکایی ایرانی برای رئیس جمهوری رضایت دهیم؟

هر اشتباه اکنون در آینده دست ما را برای انتخاب بسیار تنگ تر خواهد کرد.

این یک هشدار بسیار جدی است.

زمینه اعتماد ملی اکنون بسیار در معرض خطر است ؟

شاید در آینده بسیار نزدیک صفر و زیر صفر باشد برای حاکمیت ؟

یعنی هیچ شخصی در ایران برای حاکمیت وجود نداشته باشد که بتواند اعتماد مردم برای تشکیل یا ادامه دولت جمهوری اسلامی ایران کسب کند یا مردم وادار به اطاعت کند؟

مفهوم این گزاره این است که شدت تخریب دولت بیش از حدس و تصور حاکمیت است.

و دولت اکنون قادر نیست یک آراء زیر ده درصد در هر انتخاب یا همایشی کسب کند؟

این دولت تخریب کننده جمهوری اسلامی ایران دولت ایران تخریب کننده سرمایه ملی تخریب کننده اعتماد ملی در حد غیر قابل تصور است؟

هیچ چیز برای آینده باقی نخواهد گذاشت. 


سخنان صریح در جلو دروبین های تلویزیونی محتوی بی خبری ایشان از گران شدن و سهمیه بندی بنزین فقط ناشی از یک بیماری هولناک می تواند باشد؟

این بیماری هولناک دروغ مسئولیت گریزی تمسخرگری فتنه انگیزی بهتان خوش خیالی حماقت لغزیدن بزه کفر کشتن سوختن گمراه شدن برگردانیدن دیوانه شدن عبرت عذر خواسته ( همه معانی قرآنی )می باشد؟

نه همه این ها هست اما اصل موضوع بیماری دیگری است که یقه رئیس جمهور گرفته و سخت ایشان را مریض کرده است .

در این هفته گذشته بسیاری این سخنان را نقد کردند هر کدام گوشه ای و زاویه ای از این حرکت بر ملا کردند اما کسی نتوانست به عمق این بیماری و سخنان پی ببرد .

اما این بیماری سخت مسری و سرایت کننده چیست که رئیس جمهور بدان دچار شده که این همه آثار سوء دارد.

این بیماری بسیار هولناک است می تواند باعث کشتن شخص بیمار شود حتی می تواند باعٍث کشته شدن عده زیادی هم بشود بارها در تاریخ شاهد کشتار مردم بی گناه توسط این بیماری بوده ایم اینبار هم این بیماری در ایران کشتار کرد حداقل آمار کشته شدگان 161 نفر توسط سازمان صلیب سرخ بین المللی اعلام شد.

از خسارات و زخمی ها بگذریم که سر به 3000 میلیارد تومان و حداقل 700 زخمی می رسد؟

اما بیماری مسری که آقای به آن دچار شده اند چیست چرا ایشان دچار شده.

این بیماری مختص ایشان نیست این بیماری در ایران هم سابقه تاریخی دارد.

بارها مسئولین کشور بدان دچار شده اند در دو نوع "جاد " و " خفیف" ابتلا سابقه دارد.

متاسفانه نوع بیماری ایشان از نوع "حاد " با تبعات ویرانگر است.

ایشان مریض شده اند مرض "طغیان" این من نمی گوییم این قرآن می گویید .

از این بیماری به بسیار کشنده و بسیار ویران کننده و کشتار کننده یاد شده است صیغه مبالغه است.

فرعون نمونه بارز آن بود نسل کشی بسیار کرد برای بقاء نتیجه چه شد.

این بیماری درمان هم ندارد خیلی بعید است فرعون کوچک یا بزرگ از این بیماری نجات پیدا کند؟

راه حل همان است که قرآن می گویید .

فرعون وقتی از خواب بیماری بیدار شد که آب های متلاطم دریا او را در بر گرفته بود و داشت غرق می شد.

آیا آقای می تواند از این بیماری جان سالم به در ببرد ( زیاد مهم نیست ؟)

اما آیا می توان ملت ایران را از ضرر و زیان ایشان مصون داشت خیر .

در ذات این بیماری فتنه قتل و کشتار نهفته است چه کسی ملت را در دستان یک مریض روانی قرار داد؟

خوب آن روز سالم به نظر می آمد مردم به او رای دادند .

اما امروز که بیماری ایشان مسلم شده ادامه کار غیر ممکن است .

این قانون و فقه شرعی است اگر مسئولیت یک نفر را هم به عهده ایشان بود اکنون صلاحیت نداشت دیگر حتی زن و شوهر هر کدام دچار بیماری و انحراف شوند از حقوق خود محروم می شوند 

عقد آنان باطل است .

حالا یک ملت باید ایشان با این همه بیماری تحمل کنند کدام قانون و ملاک قابل توجیح برای این همه بلاهت وجود دارد؟

کمترین بیماری ایشان سفاهت است کسی که عمل او باعث کشته شدن عده زیادی بشود بعد در مقابل دوربین بایستد و بخندد فقط می تواند سفیه باشد.

فقط از دیوانه چنین غکس العملی رخ خواهد داد.

نترسید کشور چند روز هم بدون رئیس جمهور باشد هم هیچ اتفاقی نمی افتد.

از مرجع بزرگوار آیت الله سیستانی یاد بگیرید.

اصلا نقش او در قانون اساسی عراق نقش نصیحتی است نه ولی فقیه اما با همه این مسائل از عادل عبدالمهدی خواست استعفا دهد.

و ایشان هم اجابت کرد ؟

در حالیکه مشکلات عراق بسیار بیشتر از ایران است و کشور عراق سخت متلاطم است.

اما همه این احوال باعث نشد تا دولت او باقی بماند.

ادامه کار ایران را هم به وضع عراق دچار خواهد کرد؟ 


با خوشبینی مفرط به غرب و تعدادی تکنوکرات تحصیل کرده غربی دولت خود را چینش کرد بر  مبنای صلح و دوستی زیر میزی با کدخدا

و پیغام های بیش از سفر به نیویورک  هم این بینش را تایید می کند (مقاله منتشر شده در اروپا :تا من بر سر کار هستم با ایران صلح کنید)؟

اما دولت مستعجل او با خباثت و نکبت ترامپ راهی به پیروزی و موفقیت پیدا نکرد.

امروز دولت با شکست های سنگین در اقتصاد در مدیریت در ت روبرو شده ؟

در واقع آینده ی خود و تمام تخم مرغ ها را در سبد غرب قرار داد و منتظر ظفر و برد بزرگ ماند ؟

اما اینک احساس می کند که فقط شکست بزرگ را از این اعتماد به غرب دریافت کرده لذا بسیار خشمگین و مضطرب دست به هر کاری برای رهایی از این شکست سنگین در برنامه خود قرار می دهد.

گران کردن بنزین هم یکی از همین تلاش ها برای فرار از شکست بود.

امروز دولت درمانده  و محبوبیت را از دست رفته  می یابد لذا دست به هر مستمسکی خواهد زد.

افت شدید طرفداران به ده درصد نشان از بحران مشروعیت و مقبولیت دارد.

این دولت درمانده قادر به بازسازی خود در ماه آینده مانده به پایان کار خود نخواهد بود لذا دست به بحران آفرینی خواهد زد؟

ثبت نام برای مسکن و ایجاد انتظار برای ساخت مسکن و پرداخت یارانه برای 60 میلیون نفر 

موضوع فقط به دولت ختم نخواهد شد روزهای پایانی مجلس شورای اسلامی و پایان دوره نمایندگی بسیاری از نمایندگان هم خود چالش آفرین است نمایندگانی که ظرف 3 سال و نیم هیچ کاری نکرده اند اینک در روزهای باقی مانده می خواهند آبروی کسب کنند برای انتخابات پیش رو .

همین طور جناح اصول گرا که از ناکامی های دولت بسیار خوشحال و مترصد کسب پیروزی در انتخابات پیش رو است و در شش سال گذاشته مرتب در انتخابات شکست خورده هم مزید بر علت شده.

اینک جامعه ملتهب و سخت تحت فشار اقتصادی منتظر گشایش دولت بی تحرک بی  کارشناس در کنار مجلس  شورای اسلامی بی خاصیت یا به قول آقای مطهری مجلس از حیز انتفاع ساقط  چه خواهد کرد ؟

اصلا دخالت آمریکا و عربستان هم نباشد دولت ایران منفعل و بی تحرک خواهد ماند که این خود منشاء اعتراضات خواهد بود؟

سال 1396 یک اندیشکده آمریکایی تحلیل کرده بود اگر دوباره انتخابات رئیس جمهوری را برنده شود "اقتصاد ایران همچنان در رکود و عدم تحرک باقی خواهد ماند"

اینک تمام شواهد بر صحت این ادعا دلالت دارد.

این عدم تحرک با توجه به تحریم سنگین ترامپ و تقاضای عمومی در ایران برای تغییر وضعیت و بهبود اقتصاد فضای آینده را غبار آلود و نامشخص خواهد کرد.

باید دانست برای همیشه شورش های اجتماعی و اعتراضی سرکوب نخواهند شد؟

مگر دولت برای رفع مشکلات تدابیری اتخاذ کند.

این حرکت از دولت بعید است .

اگرچه جو عمومی و اقتصاد ایران نسبت به تحریم یک ثبات نسبی و مقاومت نسبی پیدا کرده است.

اما این کافی نیست تحرک داخلی و اتخاذ تدابیر باز دارنده و تسریع کننده اقتصادی مورد نیاز است؟

خود گرانی بنزین شرایط اقتصادی را در روزهای آینده سخت تر خواهد کرد.

بر خلاف خواسته دولت موج دوم گرانی ها با گرانتر شدن بنزین رقم خورد.

بطور عادی چهار ماه آخر سال در ایران منشاء تورم و افزایش نرخها است اما امسال موتور بنزین هم به قدرت آن خواهد افزود و حاصل کار تورم دو رقمی در چهار ماه آینده خواهد بود.

تورمی که غیر قابل کنترل و تصاعدی خواهد بود.

این تورم خود یک عامل التهاب ی و اجتماعی خواهد بود 

در واقع تورم بنزینی غول چراغ جادویی بود که از حبس آزاد شده و فضای مساعد پیش رو جولان خواهد داد.

دولت ضعیف شده هم ابزار چندانی برای مقابله ندارد؟

برای رهایی از تورم در پیش نمی توان روی قدرت مجلس یا قدرت جناح اصول گرا هم حسابی باز کرد؟

چه هر دو قبلا در نزاع حرفی برای گفتن نداشتند.

فقط می ماند "قدرت  قانونی  رهبری" در واقع تنها مانع پیش روی تخریب اقتصاد همین قدرت رهبری است بس؟ 


با تصمیم غیر کارشناسی گران کردن بنزین در یک موقعیت نامناسب دچار سکته مغزی خواهد شد و در عمل مانند یک مریض فاقد تحرک بر صندلی چرخ دار روزهای پایانی را با تحمیل شکست بیشتر بر کشور طی خواهد کرد؟

اقتصاد با بنزین گران شده حداقل تحرک خود را نیز از دست خواهد داد از هم اکنون شاهد افت تحرک اقتصادی در شهرهای کوچک  و متوسط خواهیم بود .

در واقع اقتصاد ضعیف شده کشور توان پذیرش یک باره 300 درصدی سوخت را ندارد.

بدهی است خانوارهای حومه شهرهای بزرگ اولین قربانیان سوخت  گران هستند .

دولت در یک فلج فکری و دستور احمقانه می گویید سوخت گران شده اما کسی حق ندارد کرایه یا کالای خود را گران کند؟

آقای   از اول هم دچار یک سندرم مغزی بود فکر می کرد چون رئیس جمهور شده اشخاص باید و اکنون فکر می کند اشیاء و اقتصاد هم باید اوامر او را اجراء کنند؟ 

با گفتن دولت یا رئیس جمهور اقتصاد راه خود را کج نخواهد کرد بلاشک اقتصاد راه گرانی را در پیش خواهد گرفت چه آنکه در همان روز اول گرانی بنزین پیک های موتوری و تاکسی ها کرایه را افزایش  دادند .

این درخواست احمقانه هم راه به جایی نخواهد برد در واقع توان مالی افراد جامعه پایین است و توان کنار آمدن با این مقدار افزایش قیمت بنزین وجود ندارد سازگاری در کار نخواهد بود.

این دستور نشان از این واقعیت دارد که و دولت او در فضای مصنوعی و غیر واقعی تنفس و تصمیم می گیرد در باغ نیست.

اصلا هیچ نشانی از فضای جاری در بازار و اقتصاد را درک نمی کنند و نمی شناسند و هیچ ارتباط عملی و انسانی با واقعیات موجود ندارند.

واقعا و دولت او مسخ فکری و عملیاتی شده اند.

بیخود نیست دولت هیچ آبروی اجتماعی و سرمایه اجتماعی ندارد متاسفانه پشتوانه مردمی و اعتبار ی خود را به شدت از دست داده است.

دولت خود نیز نمی داند که فاقد پایگاه اجتماعی و مردمی است .

به همین خاطر تصمیماتی می گیرد که بسیار با واقعیات فاصله دارد حرفهای می زند که خنده دار است .

اگرچه بر این وضعیت باید گریست ؟ مغز هدایت کشور مختل شده .

قادر نیست تصمیمات جدی و سرنوشت ساز بگیرد یا تصمیمات با تاخیر زیاد و غیر واقعی می گیرد.

در واقع با این شورش دولت بیشتر به عدم تصمیم  گیری و گذران بی تلاش ترغیب و گرایش پیدا خواهد کرد 

بدهی است اقتصاد کشور بیش از بیش به رکود فرو خواهد رفت.

کشوری  که سال گذشته میلیارد دلار را بر باد داد اکنون برای دو میلیارد دلار وام  به روسیه متوسل شده است؟

تا پایان انتخابات ریاست جمهوری بیش ماه باقی مانده است واقعا کشور در این ماه می توان با این دولت اداره کرد؟

پاسخ به این سوال بسیار سخت است.

پاسخ هم آری است هم خیر؟

مفهوم آری اینست که یک دولت ضعیف غیر کارشناسی و شکست خورده کشور را دچار مشکلات متعدد خواهد کرد؟

هر روز یک بحران یک کاستی  و به تبع آن یک جامعه معترض و بحرانی خواهیم داشت.

اگر بتوان یک جایگزین ولو موقت جانشین دولت کرد می شود امید رهایی از مشکلات را داشت.

شورش های اخیر حداقل 2000 میلیارد تومان خسارات مالی بر زمین گذاشت 

حداقل 900 شعبه بانکی  200 فروشگاه زنجیره ای و 100 پمپ بنزین تخریب کامل شد.

متاسفانه رسانه های کشور که می توانستند با انعکاس درست وقایع مردم آگاه کنند دست به سانسور وسیع شورش زدند و زمینه گسترش و وسعت شورش فراهم شد.

این سانسور دولتی بود یا سانسور خود ساخته در حالیکه شبکه های اجتماعی لحظه به لحظه وقایع منعکس می کردند.

رسانه ملی و رسانه های اجتماعی و رومه های کشور گویی کور و لال شده اند.

در واقع یکی از علل از دست دادن مخاطب همین سانسور وقایع بوده و هست؟

فراهم نبودن زمینه رسمی اعتراض به دولت و کتمان حق طبیعی مردم و حق نوشته شده در قانون اساسی خواه ناخواه مردم و جوانان را به شورش کور و خشونت سوق خواهد داد.

باید این مهم هرچه زودتر تسهیل و ترغیب  شود.

هر چند دولت دوست ندارد صدای مخالفین را بشنود اما برای داشتن جامعه آرامتر لازم است ترتیبات یک اعتراض رسمی در شبکه های دولتی و رسمی کشور حتی در رسانه  ملی فراهم شود .

شاید بعضی دوست داشته باشند سرشان را زیر برف کنند همانند اما دیگران چه در این مورد خواهند گفت یا نوشت؟

اسلام و سیره پیامبر و ائمه نشان می دهد باید بسیار در زمینه شنیدن اعتراضات و مخالفان مردم داری و صبوری کرد.

دو خاصیت شیعه در مدارا با مخالفان  بسیار راه گشا است یک همزیستی مسالمت آمیز و مدارا 

دو صبوری حتی بر ناملایمات در تاریخ معاصر حرکت بسیار صبورانه آیت الله سیستانی در عراق در برابر بمب گذاران انتحاری و مدارا با اهل سنت نشان از ظرفیتی عظیم دارد.

امید است دلسوزان کشور هر چه زودتر دست به یک تغییرات سریع در ت های یک جانبه دولت به وجود بیاورند.

وگرنه با روند فعلی  همچنان کشوری متلاطم و متشنج خواهیم داشت  و هم چنان اقتصادی مغلوب . 


"خشم فرو خفته " عریان شد منشاء این خشم هم در شهرگ های حومه شهرهای بزرگ بود.

این بهترین توصیف برای شورش آبانماه سال 1398 است.

رسانه های وابسته به دولت هرچه دلشان بخواهد بگویند منشاء خشم دخالت خارجی بوده اغتشاش گران از خارج خط می گرفتند و غیره همه دادن آدرس عوضی است "شانه خالی کردن از مسئولیت است.

فرافکنی است .

همانند دروغ های که یک معتاد به خودش می گوید .معتاد شدم چون درد زیادی داشتم معتاد شدم چون شکست خوردم معتاد شدم چون فقیر بودم چون پشتوانه نداشتم .

بدون شک سهم اصلی شورش در خشم فرو خفته اقشار آسیب پذیر در حومه شهرک های اقماری بود که به صحنه آمد .

سهم اصلی شورش را مردم به عهده داشتند نه وابستگان اگرچه سهم کوچکی را هم باید به وابستگان داد.

اما در بهترین حالت سهم وابستگان بیش از سی در صد نبود هفتاد درصد مشکل در حومه بود.

در حومه چه خبر است که چنین سهمگین شورش می کند می خروشد.

آن احمقی که از پشت شیشه ماشین ضد گلوله در مسیر شمال شهر به رئیس جمهوری می خواهد نظر سنجی کند نمی فهمد در حومه چه می گذرد؟  اصلا درک نمی کند؟ بله قربان گویی ها دستمال زدن ها چنان مسحورش کرده است که ابد دهر نمی فهمد در زیر پوست شهر فراموش شده حومه چه خون جگری در جریان است؟

بیخود نیست خود را بهتر از و بالاتر از همه می بیند احساسی که در برخورد با فرهیختگان فرهنگی کشور ( آقای دکتر ازغدی) بروز داد نشان داد این بیچاره از شاه هم بیشتر مسخ شده است.

فکر می کند همه مزد بگیر و گماشته او هستند حتی شاه در برخورد با فرهنگیان کشور چنین گستاخی نمی کرد.

من توهین به دکتر ازغدی و شورای انقلاب فرهنگی کشور توهین به آحاد مردم ایران بخصوص توهین به قشر فرهیخته کشور می دانم و خواستار اجرای 30 ضربه شلاق در همان محل برای در همان مکان توهین هستم این قانون اسلام است و اجراء آن مقام و ریاست نمی شناسد.

بگذریم برویم حومه ببینیم آنجا چه خبر است.

حومه معمولا در جنوب شهرهای بزرگ یا حاشیه غیر مرغوب شهر واقع شده یا روستای بوده که خود به خود مردم از گرانی مسکن و هزینه ها به آن پناه بردند مانند نسیم شهر تهران که روستای اکبر آباد بود و در دولت از 25 هزار جمعیت ( در همین شش سال گذاشته ) به جمعیت بیش از 750 هزار نفر افزایش جمعیت داشته است.

یا مانند پرند یا پردیس شهرک کوچکی بوده که با انتخاب دولت برای عده های از اقشار کم درآمد انتخاب شده بود که با اضافه شدن مسکن مهر به سرطان دچار شد و رشد بی سابقه ای یافت

اینک بیش از نیمی از جمعیت کشور در حومه زندکی می کنند حتی ستگاه های غیر مجاز و آلونک نشین های کهریزک و غیره جزئی از همین حومه هستند خانه های ساخته شده از حلبی پلاستیک از گل خام یا ضایعات.

حومه را با القاب داده شده به آن بیشتر می شود شناخت اینجا زیر پونز است اینجا قبرستان زنده ها است اینجا لیانگ شامپو است اینجا آخر خط است ایجا خارج محدوده زنده ها است اینجا گل آباد است اینجا شهرک اشباح است ( شبها هستند روزها نیستند) اینجا جهنم حصارک است اینجا چراگاه نادری است اینجا محل دفن زباله تهران است اینجا تبعید گاه قزل حصار است اینجا زورگاه زور گیران است.

اینجا خوابگاه اراذل اوباش است اینجا برزخ طرد شدگان است.

در حومه خدمات دولتی نیست یا بسیار کم رنگ است بیمارستان نیست مدرسه نیست بسیار کم است کلانتری نیست یا در چهارده فرسخی یک اطاقک نگهبانی به نام کیوسک نیروی انتظامی قرار دارد. دادگاه هم نیست پزشک هم نیست یا بسیار کم است و بیشتر مطب خصوصی است با یک دکتر کم تجربه با حق ویزیت یک متخصص ؟

اصلا نرخها در حومه از هیچ قانونی تبعیت نمی کنند خود مختار تعیین می شوند مرکز رسیدگی وجود ندارد.

سیستم حمل و نقل هم وجود ندارد از تاکسی منظم و نرخ عادلانه هم خبری نیست.

یک پراید قراضه که کلگیر جلو و سپر عقب آن در هوا بازی می کند و چند دهه عمر دارد با صدای نیمه هلی کوپتر برای یک مسیر دو کیلومتری همان کرایه ای را طلب می کند که یک تاکسی 50 میلیونی در تهران از میدان فردوسی برای مسافر عادی تا سر تقاطع مطهری طلب می کند حداقل دو هزار تومان کرایه می خواهد آن هم از هر پنج مسافر در هم تنیده جداگانه .

اصولا نرخها در حومه یا مساوی نرخهای مرکز تهران هستند یا بالاتر شیرینی فروشی قراضه با دکور داغون و شیرنی چرخ کرده از شیرینهای فروش نرفته همان کیلیوی 25 هزار توان برای شیرینی خشک طلب می کند که شیرینی فروشی چند میلیاردی سرقفلی مرکز تهران با مواد تازه و بوی خوش عالی صبح همان روز پخت کرده است می خواهد.

مدرسه هم که خود یک مصیبت است شاید برای دوره ابتدایی در یک کلاس چهل تا پنجاه نفره با پرداخت زیر میزی بتوان یک جا پیدا کرد اما دوره های بالاتر خیلی ها باید مسیر بسیار طولانی طی کنند حتی مسافرت روزانه یک بچه دوازده سال به بالا به تهران آن هم از صبح ساعت پنج آفتاب نزده تا برگشت که معمولا به شب می کشد حداقل زمان رسیدن یک مسافر از پرندک یا حتی نسیم شهر به تهران دو تا سه ساعت با اتوبوس و غیره است تازه می رسد به میدان آزادی از آنجا تا مدرسه هم گاهی یک تا یک ساعت نیم راه دارد تازه ثبت نام در مدرسه ای در تهران یا دبیرستانی در تهران خود یک مشکل عظیم است معمولا مدارس عنوان می کنند فقط مجاز به ثبت نام محلات همسایه مدرسه هستند.

مواد غذایی و خدمات خانگی مانند لوله کشی مانند تعمیر و قطعات یدکی هم گرانتر از تهران یا مرکز شهر اصلی هستند وقتی اعتراض هم می کنید می گویند این کرایه خورده سود بانک می دهم اجاره مغازه ام بالا است.

متاسفانه اجاره محل کار با وجود نبود تقاضا و نبود بازار در حومه مانندشهرهای بزرگ تعیین می شود 

حتی یک مغازه در خیابان اصلی نسیم شهر پرند یا رباط کریم مانند یک مغازه در مرکز تهران تا ماهی ده میلیون تومان اجاره دارد.

یک آرایشگاه مانند تهران یا مرکز شهر طلب دستمزد می کند .

متاسفانه وقتی پای سلامتی وبیمارستان به میان می آید این وجوه به شدت هم افزایش پیدا می کند یک پانسمان عادی در یک زیر پله معادل هفتاد تا 130 هزار تومان آب می خورد وقتی هم اعتراض می کنید برایتان تعداد بخیه ها را می شمارد.

متاسفانه دستمزدها هیچ فاعده و قانونی ندارند.

خدا نکند یک نصف شب دچار سکته یا یک بیماری جان گیر شود آمبولانس و خدمات اورژانس موجود نیست هر چه هست کرایه است تاکسی تلفنی همان نرخی را برای یک ساعت کار می خواهد که در مرکز تهران یک آژانس مشهور با بیست سال خدمت و سرقفلی یک یا جند میلیاری و ماشینهای بالای پنجاه میلیون می گیرد برای یک آردی بیست سال پیش باید ساعتی پنجاه هزار تومان پرداخت کنی و مریض به شهر اصلی بیاوری تازه آغاز مشکل است این بیمارستان آن بیمارستان با دیدن ماشین و وضع مسافر معمولا از پذیرش خودادری می گردد.

پزشک متخصص نداریم حتی بیمارستان دولتی یک خانواده با یک مریض بدحال سکته کرده گاهی تا صبح در تهران سرگردان می شود آخر هم هیچ مریض در ماشین فوت می کند بسیاری مواقع یک آمپول حتی می تواند جان بیمار نجات دهد اما دیوارهای بلند هزینه و ساخته ما مانع درمان است.

(اصلا پیشنهاد می کنم مانند این دکه های فست فود ها یک درمان سرپایی در همان ماشین مراجعه کننده کنار بیمارستان بدون بستری کردن انجام شود یک معاینه کوتاه یک درمان سبک یا زدن حتی یک آمپول کوچک جان بسیاری نجات خواهد داد)

فوت بیمار تازه شروع داستان دیگر و مصیبت دیگر ی است فوت بیچاره یک طرف دفن او طرف دیگر هیچ قبرستانی حتی در گردنه تنباکویی جاده خاوران کمتر از چند میلیون برای خدمات دفن وجه نمی گیرد؟

اصلا دفن مجانی بدون غسل و کفن هم امکان ندارد؟

زمین قبرستان ها معمولا وقفی است زمین مجانی به شهرداری یا ده داری واگذار شده اما پل صراطی شده است برای درآمد زایی؟

گاهی دیده شده کسان بیمار عزیز خود را کنار قبرستان یا حتی کنار جاده رها کرده اند و گریخته اند برای نداشتن وجه ؟

این داستان حومه است اگر کسی به خاطر نداشتن درآمد یا کمی حقوق به آنجا پناه ببرد تازه اول مشکلات است.

حالا شاید کمی برای شما آشکار شده باشد حومه یعنی چه تازه بسیاری از مطالب من خودم سانسور کردم ؟

شاید این "خشم فرو خفته " کمی موشکافی شده باشد؟  


فرض کنیم یک جاسوس انگلیسی در ایران با همه سیستم های ضد امنیتی در مرکز حکومت رخنه کند و بالاترین سمت های کشور بدست بیاورد؟

حتی رئیس جمهور بشود بیشتر از اینکه آقای خسارت به کشور زده است می تواند به جمهوری اسلامی ایران خیانت کند؟

واقعا امکان خسارت بیشتر نیست؟

آبرو و حیثیت کشور در دنیا بر باد دهد و بیش صدها کشته و هزاران مجروح و میلیاردها دلار خسارت مالی در عرض یک هفته بر کشور تحمیل کند ؟

اصلا نمی تواند بهتر از این آبروی کشور بر باد دهد کشور جمهوری اسلامی ایران مدعی داشتن دموکراسی و انتخابات آزاد است مدعی مردم سالاری است و در جامعه بین المللی به عنوان عضوی فعال و مردمی شهرت داشته و دارد و از آن بالاتر در یک نبرد نابرابر دیپلماسی و تحریم اقتصادی سعی دارد به جامعه جهانی بقیولاند عضوی قانون مدار و مشروع است

از پشتوانه بالای مردمی بر خوردار است اینک با این شورش با این همه غارت و چپاول و سرکوب چگونه در این نبرد از خود دفاع کند؟

چه کسی عامل این همه خسارت است مسئولیت این همه کشته و مجروح و خسارت به عهده کیست؟

بگذارید در محاکمه وجدان عمومی کشور این واقعه را باز خوانی کنیم واکاوی کنیم جراحی کنیم

نمی خواستم این واقعه را جراحی کنم اما ترسم از زیان های سنگین تر و بعدی است شاید گوش شنوای این سطور بخواند درک کند و از آن برای تصمیمات بعدی بهره بگیرد 

شاید مسئولی این سطور بخواند و در وجدان خود عامل جنایت را محکوم کند؟

گران کردن بنزین بود یا ویران کن آبرو حیثیت کشور اموال و نفوس کشور؟

اول اینک این تصمیم در جمع اصحاب نیاوران اتخاذ شده ( همان اقتصاد دانان بی سواد که با بورسیه و امکانات کشور یک مدارک بی ارزش در ایران و خارج به اسم دکترا برای خود دست پا کردند و طرفداران پر و پا قرص بانک جهانی و رها سازی و آزاد سازی اقتصاد هستند)

دوم اینکه سران سه قوه دروغ بزرگی بود که به ملت و رهبری تحمیل کردند .

رئیس قوه قضاییه ( آقای رئیسی اطلاعیه صادر کرد و مخالفت خود را با این تصمیم هم در جلسه هم در پیشگاه ملت اعلام کرد)

دوم اینکه آقای لاریجانی قوه قانونگزاری کشور نیست مسئول این قوه هم نیست یک رئیس تشریفاتی ساخت پاختی گروه های داخل مجلس است وجود او در هر جمعی مانند وجود قرص استامینوفن است در هر نسخه ای نه شفا می دهد نه از خود اختیاری دارد نه اندیشه و عقل او نشان از حلال مشکلات کشور دارد تازه او مسکن بی ضرر است در این مجلس گاهی به نعل می زند گاهی به میخ و هیچ فایده ای برای کشور ندارد؟

اضلا کوپنی به مجلس راه پیدا کرد آراء مردمی هم ندارد اگر مراجع قم اورا از قم کاندید و حمایت نکرده بودند اصلا برای مجلس انتخاب هم نشده بود

تازه او هم در سخنان خود بطور ضمنی از پذیرفتن مسئولیت گران کردن بنزین شانه خالی کرد؟

پس این تصمیم فقط توسط دولت ( دولت هم نه توسط شخص رئیس جمهور و محفل حمام خزانه گرفته شده ) اصلا مصوب وزیران هم نیست؟

پس خیانت این تصمیم فقط بر عهد است شاید آن محفل به بگوید خودت را بکش او باید اینکار را بکند؟

صدمات و خسارت این تصمیم نابجا و دیر هنگام و ناشیانه تا بیست سال کشور را رنج خواهد داد.

اقتصاد کشور مانند کشور جنگ زده خواهد کرد رکود سنگین بر تمام کشور مستولی خواهد کرد .

وضع را از آنچه بود به مراتب بدتر خواهد کرد سرمایه ها را فراری خواهد داد.

فقر را بر جامعه تحمیل خواهد کرد س و سکوت بر اقتصاد و معاملات جاری خواهد ساخت.

تمام کسبه و حتی شرکت ها را خواهد ترساند تا از سرمایه گذاری بیشتر یا حتی ادامه کار خودداری کنند.

همه قادر نیستند تحلیل کنند چرا فروشگاههای زنجیره ای مورد هجوم قرار گرفتند؟

مردم بخصوص مردم فقیر حومه با تشکیل و وسعت یافتن آن مخالف بودند با دادن امتیاز آن به اشخاص غیر ایرانی مخالف بودند با شگردهای کلاه گذاری این قروشگاه ها مخالف بودند .

تمام این فروشگاه ها دست پخت دولت است این غارت یک اعتراض ی است نه یک تعرض به سرمایه گذاری خارجی یا حتی تعرض به سرمایه گذاری شخصی.

چرا چون این فروشگاه های زنجیره ای به غارت مردم و اقتصاد ایران مشغول هستد؟

اصلا مالکیت  این فروشگاها هم مخدوش و مخفی است  

اگر سرمایه گذاری در ایران سود دارد چرا در تولید سرمایه گذاری نمی کنند ؟

مشغول غارت جیب مردم و تجارت کوچک مغازه های  سوپر مارکت های محلی هستند.

از آن طرف باید حرکت رهبری را با وجودی که می دانست در مقابل یک دروغ و یک تصمیم نا درست قرار گرفته است باید ستود.

چون ایجاد هر شبهه و شکاف در حاکمیت برای این تصمیم اشتباه می توانست کشور بر باد دهد.

اگر رهبری از این تصمیم اشتباه حمایت نمی کرد خسارت آن صدها برابر بیشتر بود.

اصلا موجب سقوط دولت می شد.

و خسارت هزار بار بیشتر از اکنون بود ؟

اما خسارت کنونی هم بسیار سنگین است دولت هم مقصر اصلی نیست شخص رئیس جمهور است پرداخت خسارت باید از جیب شخصی پرداخت کند نه از جیب بیت المال؟

ایا می تواند بابت هر کشته 350 میلیون تومان دیه و بایت هر آتش سوزی چند ملیارد تومان وجه پرداخت کند؟

من قبلا بارها خطرات ادامه حکومت گوشزد کرده بودم.

بارها حرکات مشکوک و غیر عادی اورا برای کشور خسارت آمیز و مهلک دانسته بودم

اما فکر نمی کردم چنین حماقت و خیانت بزرگی دانسته یا نا دانسته بر کشور تحمیل کند.

اکنون هم بجد هشدار می دهم اگر جاسوس هم نباشد گستاخی سمت طلبی ریاست خواهی و خود بزرگ بینی او کار دست جمهوری اسلامی ایران خواهد داد.

لذا بار دیگر خواهان برکناری او از طریق قانون و حاکمیت هستم یا مجلس یا محاکمه در دیوان عالی کشور یا حتی برکناری توسط شورای مصلحت نظام  و رهبری هستم.

اکنون موقعیت کشور بسیار خطرناک و حساس است کشور در جنگ احزاب قرار گرفته  هر گونه اشتباه در مهره چینی می تواند کفه جنگ را به نفع دشمن مغلوبه کند.

برکناری به شدت اعتراض اروپا و آمریکا را بدنبال خواهد داشت می گوید نه آزمایش کنید. 


تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

تاریخ کرد در سر زمین آریایی زمانی برای نوشتن، زمانی برای فکر کردن